خاتمی جان نیا.به همین سادگی.خیلی سخته دور بودن از قدرت؟خیلی سخته گوشه بنیاد باران سکنی گزینی و هر از چندگاهی سفر به شهری و مصاحبه ای؟اینها سخت است یا جلسات متعد هیات دولت و سفر های متوالی به خارج از کشور و داخل و دیدار با این رئیس جمهور و با آن وزیر؟
سید محمد خاتمی عزیر،که هنوز برای خیلی ها عزیزی،گرچه عملکرد مثبتی در ۸ سال ریاست جمهوری ایران نداشتی و مردم را به زمام و زمامدار بد بین کردی،اما هنوز وقتی به ایلام می روی مردم مثل یک رئیس جمهور تحویلت می گیرند،پس دوستت دارند.
بمان در بنیادت و آتش نزن به بنیانت.تو بیایی هیچ اتفاقی نمی افتد.سقف فلک شکافته نمی شود با آمدنت.تو خراب می شوی.برخی می برند و توبره خود پر می کنند.چه آنکه بردند و خوردند!
سید خندان،عبای شکلاتی،پرزیدنت تمیز،شنیده ام میخواهی بیایی و طرحی نو دراندازی،اما نیا.در ۵۰ سالگی پس از یک دوره ۸ ساله ریاست بر جمهور ایران دوباره می خواهی بیایی؟
گوشم را می گیرم و نمی شنوم صدای غفوری فرد را که از پشت خط به من می گوید:"جلسه میر حسین موسوی و آقای خاتمی مثبت بود و احتمال حضور آقای خاتمی بیش از میر حسین موسوی است."
چشمم را می بندم و نمی خوانم این سطر نوشته های محمد علی ابطحی در وبلاگش را:" در هر حال اگر کسی بخواهد به مردم خدمت کند نمیتواند رهبری و جایگاه تأثیرگذار ایشان را نادیده بگیرد. در شرایط فعلی که کشور در وضعیت سخت و دشوار کمنظیر اقتصادی و بینالمللی قرار دارد و تنها امکان تلاش برای نجات کشور، در همراهی دستگاههای مختلف و به خصوص رهبری کشور قرار دارد، این گفتوگوها و مشاورهها، قبل از اعلام کاندیداتوری گام مثبت و ضرورت انکارناپذیر است."
خاتمی آن روز که آمدی من کودک بودم و آن روز که پاستور را ترک کردی نوجوان و امروز که دوباره میخواهی بیایی من جوانم.
نمی دانم تو تا کی میخواهی روزگار ما را اینگونه به خود پیوند زنی.سید عبا شکلاتی؛نیا تا مهرت همچنان بر دلمان باشد،نیا تا همچنان ار شخصیتت به عنوان یک آزادی خواه دفاع کنم،نیا تا چشم بر همه فساد های مالی مدیران و وزیرانت از برای خودت،بر ببندم.
خاتمی؛نیا،به همین سادگی.
پویا دبیری مهر |