یك پژوهشگر گفت: موسیقی به عنوان یك علم و جزئی از فلسفه با نهضت ترجمه وارد تمدن اسلامی شد و این تمدن اگرچه با نگاه نقادانه، اما به دور از تقلید، آن را پذیرفت.
به نقل از روابط عمومی همایش بینالمللی عبدالقادر مراغهای، حسن بلخاری پژوهشگر، مدرس و عضو پیوسته فرهنگستان هنر در همایش بینالمللی عبدالقادر مراغهای با ارائه مقاله ای ردپای موسیقی را از كندی تا مراغی بررسی و به تحلیل فلسفی قبض و بسط میان فلسفه و موسیقی در این قرون پرداخت.
وی تقسیم بندی یونانیان را از حكمت در وجه عملی شامل تدبیر منزل و سیاست مدن دانست و وجه نظری آن را به فلسفه علیا (الهیات)، فلسفه وسطی (ریاضیات) و فلسفه سفلی (طبیعیات) تقسیم كرد و ادامه داد:موسیقی همراه با نجوم، حساب و هندسه از اجزای فلسفه وسطی محسوب میشد، كه این تقسیم بندی مورد قبول حكمای اسلامی نیز واقع شد.
بلخاری بیان داشت: كندی به عنوان اولین فیلسوف مسلمان ۹ رساله پیرامون موسیقی به رشته تحریر درآورده است. فارابی در كتاب «موسیقی كبیر» و ابن سینا در «جوامع موسیقی» بحثی مبسوطی در این زمینه ارائه كردهاند. اما پس از ابن سینا مهمترین رسالههای موسیقی توسط فلاسفه نگاشته نشد، به جز قطب الدین شیرازی كه یك استثنا بود.
وی تصریح كرد: دلیل این مهم دو چیز بود، نخست آنكه موسیقی یك فن بود و فیلسوفی كه این فن را عملاً نمیدانست، به تعبیر عبدالقادر مراغهای، به شرح این علم كه میرسید فغان سر میداد: كه اینك علم، كومرد؟ دوم آنكه اندیشه اسلامی در میان متفكران مسلمان شعباتی گوناگون یافت و جریانهای كلامی، فقهی، اصولی، تفسیر و نیز جریانهای حكمتی، هر كدام در ساحت موسیقی تغییراتی به وجود آوردند. |