«بررسی كیفیت اجرا و گویندگی در صداوسیما» با حضور دكتر اسماعیل میرفخرایی، دكتر اكبر عالمی و دكتر عابدینی در یك نشست ادامه یافت.
دكتر اكبر عالمی استاد دانشگاه، در ابتدای این نشست سخن خود را بیتی از سعدی آغاز كرد و گفت: تا زمانی كه فرد حرف نزند نمیتوان به هنر دورنی او پی برد و دانست كه چهچیزی در چنته دارد.
وی با بیان اینكه پیدایش كلام و پس از آن خط برای انتقال اندیشه، در تاریخ بشری از اهمیت زیادی برخوردار است و درتمامی كتب مقدسی برآن تاكید شده است، اظهار كرد: یك گوینده رادیو و تلویزیون باید مواظب باشد كه در كجا چگونه صحبت كند و چهچیزهایی را بهویژه در جایی كه رسمیت دارد بر زبان جاری كند.
دكتر عالمی ادامه داد: اگر اكنون حتی در دورافتادهترین روستاها زبانفارسی بهعنوان زبان رسمی و ملی كشور شناخته شده است بهمدد رادیو و تلویزیون است.
دكتر میرفخرایی از گویندگان پیشكسوت رادیو از اساتید ارتباطات نیز ضمن تاكید براهمیت انتخاب واژگان گفت: مساله اصلی دركنار واژه، تولید است؛ اگر ما انگشت میگذاریم روی اجرا باید اشكال را درتولید پیدا كنیم كه به اشكال در اجرا منجر شده است؛ در حقیقت گویندگی و اجرا مانند جوش یك بیمار قلبی است و ابتدا باید به وضع قلب بیمار رسیدگی كرد نه فقط جوش.
وی ادامه داد: نباید تنها گویندگان و مجریان را مورد شماتت قرار داد، بلكه باید دید كه آنها تحت چه شرایطی پشت میكروفون قرار گرفتهاند، شاید واقعا به درد این كار نمیخورند.
عالمی در تایید اظهارات میرفخرایی گفت: هرگاه كه یك برنامه یا فیلم موفق را میبینم متوجه میشویم كه قبل از هرچیز كه در ظاهر دیده میشود فیلمنامه و فیلمنامهنویسی قوی این اثر را پایهریزی كرده است.
وی ادامه داد: یك مجری میتواند در درست حرفزدن، درست نشستن، درست پوشیدن و غیره الگو باشد و تمام اینها از صفحه تلویزیون توسط میلیونها بیننده ارزیابی و رصد میشود.
این استاد دانشگاه با تاكید بر اینكه یك مجری یا گوینده پیشانی سلیقه یك شبكه یا سازمان رادیویی و تلویزیونی محسوب میشود اظهار كرد: اگر یك تهیهكننده خوب را انتخاب كنید دیگر خیالتان راحت میشود، چرا كه تهیهكننده اساسا سایهایی است از مقام مدیریتی آن تشكیلات و كسی است كه باید رسانه را بهخوبی بشناسد و سواد عمیقی در رشته تخصصی خود داشته باشد.
میرفخرایی گفت: تهیهكننده بزرگ رییس سازمان است، مدیرعامل بهعنوان تهیهكننده كل است و از یك جایی به بعد مدیریت تولید است؛ موفقیت مجری تلویزیون به منزله توفیق مدیركل است درنتیجه تهیهكننده و مجری آبروی صداوسیما هستند.
دكتر عابدینی، مدرس دانشگاه و یكی از مشاوران بخش خبر سیما دربارهی ملاك انتخاب مجریان و گویندگان صداوسیما گفت: ملاكهایی كه برای گزینش مجریان بهویژه در حوزهی خبر وجود دارد با دو دهه قبل بسیار متفاوت شده است به زمانی لحن بسیار خشك و رسمی، درست اداكردن كلمات و واژگان اهمیت فوقالعادهای در اجرا داشت ولی امروز گذشته از تمام اینها مدیران برنامهها تلاش میكنند كه مجریانی را انتخاب كنند كه بتوانند بهخوبی بامخاطب ارتباط برقرار كنند.
وی ادامه داد: بهعنوان مثال در شبكهی تلویزیونی CNN مجریانی را استفاده میكنند بهویژه صبحها كه مخاطبان آنها مردم جنوبشرقی آسیا هستند كه نژاد آسیایی دارند و حتی لهجه دارند. چرا كه گاهی لهجه مجری زمینه ارتباط بهتر بامخاطب را ممكن میسازد و گاهی حتی مدل لباس پوشیدن.
عابدینی با بیان اینكه در CNN اگر كسی بخواهد مجری باشد باید خودش خبرنگاری و تولید هم كرده باشد، گفت: كسی میتواند مجری خوب باشد كه این دانشها را پلهپله گذرانده باشد؛ آنها دبیری را انتخاب میكنند كه اگر لازم باشد بهعنوان خبرنگار هم عمل كند.
این مدرس دانشگاه با بیان اینكه امروزه میزان استفاده از مجریان بهویژه درخبر كاهش پیدا كرده است، گفت: اكنون در بخش خبر گزارش، ارتباطات زنده، خبرهای تصویری و غیره داریم و مانند گذشته نیست كه فقط گویندهای میآمد و اخبار را میخواند.
وی ادامه داد:ولی اگرچه میزان حضور گوینده و مجری در شبكههای خبری كاهش پیدا كرده است، ولی تاثیرگذاری آن افزایش یافته است. چرا كه خبر یك ژانر تلویزیونی است كه هنرپیشه نقش اول آن را گوینده یا مجری بازی میكند و با ارتباط گرفتن با مخاطب زمینهی جذب بینندگان برنامه را فراهم میكند.
عابدینی در پاسخ به این پرسش كه چند درصد از گویندگان و مجریان ما براین اساس انتخاب میشوند، اظهار كرد: چون از ابتدا اساس انتخاب مجریان و گویندگان برای خبر این نبوده است كه مجری خبر بتواند سردبیری و دبیری را بلد باشد، درصددادن كار بسیار سختی است هرچند این درصد بسیار كم است اما تلاش میكنیم در نسل جدیدی كه تربیت میكنیم حتما این نكته درنظر بگیریم.
وی ادامه داد: اكنون در میان نسل جدید هستند مدیرانی كه تلاش میكنند خود را با معیارهای رسانهایی نوین نزدیك كنند.
میرفخرایی با بیان اینكه در گذشته بودند مجریان و گویندگانی كه كار تولید را نیز بلد بودند، اظهار كرد: در گذشته افراد با پیشینه ادبیاتی قوی وارد رادیو یا تلویزیون میشدند، گویندگان خوبی مانند ایرج گرگین بودند كه پس از مدتی مدیر شدند، اما در مقطعی این سیر دیگر دنبال نشد درصورتی كه اگر ادامه مییافت دیگر گرفتاری تربیت مجریان خوب ایجاد نمیشد.
اكبر عالمی نیز تاكید كرد: مجریان و گویندگان ما نباید از واژگان پیچیده استفاده كنند با این تصور كه این تلقی ایجاد شود كه آنها زیاد میدانند. چرا كه پیچسده گفتن مختص دوره قاجار و ماقبل بوده است و اكنون به سادهنویسی و ساده گفتن تاكید میشود؛ گاهی اوقات برنامه اقتضا میكند كه مجری یا گوینده صمیمی صحبت كند و با مخاطب ارتباط بگیرد.
وی ادامه داد: لازم خوب و ساده حرفزدن، خوب خواندن تجربهكردن است؛ رازی دراجرا وجود دارد كه به آسانی بهدست نمیآید.
دكتر عابدینی درادامه با بیان اینكه در گویندگی باید خودت باشی اظهار كرد: تلویزیون برسه محور استوار است: اول زیباییشناسی گوینده حركات دست و میمیك صورت خود را تظنیم كند و هنر زیبایی را بشناسد ، دوم فن القای پیام (بتواند خبر را به درستی ارائه دهد) سوم، فن استفاده از تجهیزات خبر (بداند كه تصویربردار چه میكند و غیره) مجری اگر نتواند اینها را انجام دهد اعماد بهنفس خودش هم از بین میرود.
وی با تاكید بر اینكه آموزش مجریان و گویندگان این سهمحور باید لحاظ شود و دانش در كنار آموزش قرار بگیرد، گفت: ابزار دردنیای امروز تغییر كرده است و رسانه هم شامل این تغییرات كرده است.
مازیار ناظمی، كارشناس ـ مجری این برنامه گفت كه سیاستگذاریها در رسانههای خارجی با ما فرق میكند، درایران بسیاری از مدیران، رسانه را بهخوبی نمیشناسد و پرسید اشكال كار ما كجاست؟
میرفخرایی در پاسخ اظهار كرد: اشكال در نگاه ما به تولید است. اگر تولید را بهدرستی بشناسیم مشكلات ما حل میشود. از سوی دیگر شناخت زبان جزو مشخصههای یك مجری است. وقتی شما كسی را انتخاب میكنید كه اصلا ویژگیها و شخصیتش بهكار اجرا نمیخورد یا اینكه براساس معیارهای فامیلی و غیره سركار آمدهاند دیگر وضع ما از این بهتر نمیشود.
مازیار ناظمی پرسید از بعد اقتصادی چه رقابتی میان شبكههای ما وجود دارد؟ آیا میتواند اینگونه باشد كه شبكهها برای یك مجری یا گوینده خوب هرمبلغی را بپردازند كه میرفخرایی در پاسخ گفت: دیگر مونوپولی رسانهایی دردنیا نمیتواند جواب دهد و ما نیز حداقل درسطوح كوچك باید تمرین اصل ۴۴ را بكنیم و كمكم جلو برویم؛ این سوال برانگیز است كه ۳۰ رادیو با یك تفكر و منش و غیره از یك شهر پخش شوند.
وی با بیان اینكه میشود یكسری رادیوهای كوچك خصوصی كنترلشده با نظارت دولت ایجاد كنیم، ابراز عقیده كرد: ما میخواهیم روی تعدد كار كنیم نه تكثرآرا و این امر ما را با مشكل مواجه كرده است.
دكتر عالمی درادامه گفت: جهان ما امروز بهصورت ظروف حروف مرتبطه درآمده است و شنوندگان وبینندگان ما ـ زنومرد، پیرووجوان ـ میتوانند میدان جنگ را بهعنوان مثال از اتاق خودش ببیند، بدون اینكه فراموشی به بدنش وارد شود، روزی میگفتند دهكده جهانی ولی امروز میگویند سیاره كوچك ما؛ بنابراین اگر روی صفحه تلویزیون بهعنوان مثال «اَ» را «اُ» بگویی رسوا شدهایی.
وی ادامه داد: یك مجری باید عاشق باشد، بسیار مطالعه كند، بسیار سفر كند و دورورش شبیه هم نباشد به این فكر نكند كه چقدر گیرش میآید یا مثل شبكههایی مثل CMN چه زمانی لقب «سر» میگیرد.
این استاد دانشگاه تاكید كرد: تاجایی كه ممكن است باید واژگان فارسی را در برنامههای رسمی استفاده كنیم.
وی با بیان اینكه هرگوهری كه شكوفا شده است باید ردپای آموزش را در آن جستوجو كرد، گفت: تمام مدیران سازمان بهتر است به فكر بازآموزی باشند و با افتخار دربازآموزی شركت كنند.
عالمی تصریح كرد: یك مجری یا گوینده باید چنان بر زبان و ادبیات فارسی _ كه زبان مادری اوست _ مسلط باشد كه كلام در زبانش جاری باشد، برای اینكه در برنامهها موفق باشد در انتخاب واژهها دقت و اندیشه كند چرا كه با میلیاردها بیننده روبهروست.
عالمی با اشاره به اینكه مامجری استخدام شده نداریم تاكید كرد: مجریان برنامههای رادیویی و تلویزیونی سرمایههای معنوی این تشكیلات محسوب میشوند، شال و كلاه نیستند كه زود عوض شوند.
میرفخرایی نیز گفت: اگر میان شبكهها رقابت ایجاد شود مجبور میشوند كه پول خرج كنند؛ مجری باید آن قدر شكمش سیر باشد كه نرود دنبال مسافركشی و غیره، یك مجری باید معرف صداوسیما باشد.
دكتر عابدینی در پاسخ به این پرسش كه سازمان صداوسیما چقدر به سرمایههای خود توجه میكند، گفت: مجری یا گوینده پیشانی سازمان است.
وی ادامه داد: در دنیا مانند یك بنگاه اقتصادی عمل میكنند؛ مجری روزانه تولید نمیشود بلكه یك نفر باید سالانه آموزش ببیند، تجربه كند جای آزمون و خطا داشته باشد تا اینكه كار آزموده و به سرمایه تبدیل شود.
یكی از مشاوران بخش خبر سیما تصریح كرد: مجری یا گوینده از رسانه اعتبار میگیرد چون رسانه او را در چشم بینندگان قرار میدهد و در مرحلهای مجری است كه به رسانه خود اعتبار میدهد؛ پس این اعتبار دوطرفه است و اینها دراین چارچوب صورت میگیرد كه رسانه چگونه بتواند پیام خود را بهمخاطب منتقل كند.
این مدرس دانشگاه اظهار كرد: اكنون ما در شرایطی هستیم كه اعتبار یك رسانه به میز، كامپیوتر و دفتر و غیره نیست بلكه نیروی انسانی است كه درگذر زمان آموزش دیه است و میتواند برای آن رسانه هویت ایجاد كند.
وی ادامه داد: نیرویی كه از اول با آموزش جلو آمده باشد و هرروز در مسیر ترقی حركت كند سازمان نیز باید بهای این ترقی را بپردازد.
دكتر عالمی در بخشی از سخنان خود گفت: تپقزدن گناه كبیره نیست بهشرطی كه گوینده یا مجری بلافاصله اشتباه خود را تصحیح كند.
میرفخرایی در پایان گفت: یادمان باشد پشت میكروفون نشستن با بلندگو است گرفتن تفاوت دارد، مخاطب باشیم به عصر بلندگو برنگردیم.
عابدینی نیز در بخش پایانی اظهارات خود گفت: مجریان ما باید دوبحث را توأمان داشته باشند اول ارتباط كلامی یعنی استفاده بهجا از كلمات، رعایت لحن و ادای گفتار و دوم اینكه در نوع گفتار و زبان دقت كند كه دراین زمینه گاهی بسیار خشك عمل میشود كه فكر میكنم دراین زمینه آموزش لازم داده نشده است.
وی با تاكید بر آموزش نیروهای انسانی در زمینهی اجرا اظهار كرد:۷۰ میلیون جمعیت درایران داریم لزومی ندارد همه اینها مجری شوند و درحوزهی ارتباطات كار كنند بلكه باید از میان آنها گزینش شود و آنهایی كه توانایی و استعداد برقراری ارتباط با مخاطب را دارند انتخاب شوند، مجری كه با خودش هم محتواست چگونه میتواند با من مخاطب ارتباط برقرار كند.
گفتنی است این نشست در برنامهی «گفتوگوی روز» رادیو گفتوگو برگزار شد.