سال قبل بود كه شهرداری تهران اعلام كرد ۷۰ درصد از ساختمان هایی كه در تهران درحال احداث است خود بافت فرسوده به حساب می آید! البته این مسئله احتمالاً به علت پیشرفت بیش از حد ما است كه توانسته ایم خانه هایی طراحی كرده و بسازیم كه در همان ابتدا قابلیت تخریب دارد!یك سؤال اساسی كه در این میان مطرح می شود این است كه چرا مجوز ساخت این ساختمان ها داده می شود و چه كسی بر این امر نظارت دارد
● لزوم بهره گیری از ابزار های موجود
حقیقت این است كه برای ساخت ساختمان های مقاوم باید ابزارهای لازم را در حد استانداردهای بین المللی در اختیار داشته باشیم.
كارشناسان شهرسازی معتقدند ابزارهای لازم یعنی داشتن مصالح استاندارد، استفاده از كارگران ماهر و به كار گیری تكنولوژی روز دنیا. البته ما در كشورمان این استانداردها را در حد بین المللی نداریم. مصالح ساختمانی ما استاندارد نیست. كارگران آموزش های لازم را ندیده اند و مدارك لازم را ندارند و علاوه بر آن، تكنولوژی سنتی و قدیمی جوابگوی ساختمان های بیش از پنج طبقه نیست.
از طرفی نهادها، سازمان ها و وزارتخانه های مختلفی در امر نوسازی شهری دخیل هستند. در بحث كارگران ماهر، وزارت كار متولی اصلی است. برای استفاده از تكنولوژی روز نیز وزارت مسكن باید برنامه های خود را ارائه دهد. از طرف دیگر، نقش شهرداری، وزارت صنایع و معادن و وزارت بازرگانی نیز در این میان مهم است. البته ما از نبود سیستم كنترل و نظارت كارآمد نیز رنج می بریم. در این میان شهرداری، سازمان نظام مهندسی كشور و وزارت مسكن متولیانی هستند كه سیستم نظارتی را تشكیل می دهند و به نظر می رسد كه باید نظارت بیشتر و مؤثرتری اعمال كنند تا با تخلفات برخورد شود و امر نوسازی شكل بهتر و تأثیرگذاری به خود بگیرند.
ایجاد هماهنگی بین بخشی، ایمن سازی ساختمان، استاندارد شدن مصالح و شناسنامه فنی ساختمان از مسائل مهمی است كه در مدیریت شهری نیز پیگیری می شود.
در حقیقت از آنجا كه ۳۰ تا ۴۰ درصد ساختمان های تهران فرسوده است، در شهر تهران برنامه ای مطرح شد و در حال اجراست كه اساس آن بر تعویض ملك ها و خانه های فرسوده است. به این صورت كه مردم واحدهای خود را كه در بافت های فرسوده قرار دارد ، به شهرداری واگذار می كنند و شهرداری نیز از طریق بخش خصوصی، طرح هایی در دست ساخت دارد كه در قبال واحدهای فرسوده به مردم واگذار می كند و واحدهایی ایمن به مردم داده می شود.
پرداخت پول به مالك در این طرح مدنظر نیست و سعی بر تعویض ملك است. البته در صورت اصرار مالك، واحد فرسوده از وی خریداری می شود.
به اعتقاد كارشناسان، فرسودگی بافت های شهری به «دلایل فرسودگی» بازمی گردد و عوامل متعددی در این مسئله نقش دارند.
توان و دانش صنعت ساخت در گذشته به گونه ای بوده است كه نمی توانسته اند ساختمان هایی با عمر بیش از ۱۰۰ سال بسازند و همان ساختمان ها هم اكنون جزو بافت های فرسوده است.
بخش دیگری از فرسودگی به تكنولوژی و نیز مسائل اقتصادی مربوط می شود. به این صورت كه قسمت هایی از شهر، از چرخه حمایت و خدمات شهری خارج می شوند و این خود موجب می شود كه ساكنان اصیل و توانمند این مناطق به مراكز و مناطق دیگر مراجعه كنند و در آنجا ساكن شوند و جای خود را به افرادی بدهند كه از نظر توان اقتصادی در سطح پائینی قرار دارند. در حقیقت هر جا كه عامل انسانی می تواند وجود خود را حفظ كند، به منطقه متروكه تبدیل شده كه این خود موجب فرسودگی می شود.
خارج شدن مردم و افراد توانمند از برخی بافت ها و مناطق موجب می شود كه سرمایه گذاری در این مناطق جایی نداشته باشد.
یكی دیگر از دلایلی كه موجب فرسودگی می شود، مشكلاتی است كه در زیرساخت های شهری وجود دارد. برنامه ریزی ها در ۴۰ سال پیش به گونه ای بود كه ماشین در زندگی نقش چندانی نداشت و معابر كوچك برای شهر در نظر گرفته می شد.
● نبود قانون جامع نوسازی
در حال حاضر یك قانون جامع كه مردم و دستگاه های مختلف را برای نوسازی مكلف كرده باشد وجود ندارد و تدوین قانون نحوه احیا و بهسازی از مسائل ضروری و مهم است. البته قوانینی در این باره وجود دارد كه پشتوانه های اجرایی آن ضعیف است.
طرح های بهسازی باید هرچه سریع تر تهیه شود و اگر این طرح ها استاندارد نباشد، خود به توسعه فرسودگی كمك می كند.
از طرف دیگر ساختار اجرایی لازم باید برای نوسازی فراهم شود و در این زمینه باید هر محله یك متولی داشته باشد و بحث دفاتر خدمات نوسازی محلات كه از سوی تعاونی ها و بخش خصوصی ایجاد می شوند و عملیات نوسازی را در یك محله پیگیری می كنند نیز به همین منظور است. این دفاتر وظیفه دارند مردم را برای نوسازی متقاعد كنند و حمایت های دولت و شهرداری را به مردم برسانند و به آنها سازنده و مشاور مناسب معرفی كنند. در حقیقت وجود نهادهای پیگیری كننده و تسهیل گر در محله ها بسیار ضروری است. از طرفی سازندگان ملك و مالكان معمولاً از افرادی هستند كه توان اقتصادی پائینی دارند و باید توانمند شوند تا بتوانند واحدهای مقاوم و استاندارد بسازند.
علاوه بر آن باید انگیزه های فكری، روانی و اجتماعی در سازندگان ملك ایجاد شود و آنها بدانند كه با رعایت نكردن استانداردها، در خانه های ناامن زندگی خواهند كرد.
دولت، شهرداری ها و بانك ها باید برای توانمند شدن مالكان، تسهیلات ارزان را در اختیار آنها قرار دهند و ابزارهای مالی باید در بازار سرمایه ایجاد شود كه كمكی برای سرمایه گذاران باشد.
امید توكلی