ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان(ع) در شب جمعه، نیمه شعبان سال ۲۵۵یا ۲۵۶ هجری بوده است. به هنگامی كه ولادت این اختر تابناك، حضرت مهدی(ع) نزدیك شد و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، درصدد برآمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری كنند و اگر پدید آمد و بدین جهان پای نهاد، او را از میان بردارند. بدین علت بود كه چگونگی احوال مهدی، دوران حمل و سپس تولد او، همه و همه، از مردم مخفی نگه داشته شد، جز چند تن معدود از نزدیكان، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكری(ع) كسی او را نمی دید. آنان نیز مهدی را گاهی می دیدند، نه همیشه و به صورت عادی. در مدت ۵ یا ۴ سال آغاز عمر حضرت مهدی كه پدر بزرگوارش حیات داشت، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی(ع) می رسیدند. از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفی كند تا او را بشناسند و امام چنان كرد. آنان پسری را دیدند كه بیرون آمد، همچون پاره ماه، شبیه به پدر خویش. امام عسكری فرمود: پس از من، این پسر امام شماست و خلیفه من است در میان شما، امر او را اطاعت كنید، از گرد رهبری او پراكنده نگردید كه هلاك می شوید و دینتان تباه می گردد. این را هم بدانید كه شما او را پس از امروز نخواهید دید، تا اینكه زمانی دراز بگذرد. بنابراین از نایب او، عثمان بن سعید اطاعت كنید. بدین شكل امام یازدهم ضمن تصریح به واقع شدن غیبت كبری، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی كرد و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت. حضرت مهدی(ع) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكری(ع) در روز هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰هجری دیده از جهان فروبست. در این روز بنا به سنت اسلامی، می بایست حضرت مهدی بر پیكر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام كنند و یا بدخواهان آنرا از مسیر اصلی منحرف كنند و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند. در این زمان مردم دیدند كودكی همچون خورشید تابان با شكوه هر چه تمام تر از سرای امام بیرون آمد، جعفر كذاب عموی خود را كه آماده نماز گزاردن بر پیكر امام بود به كناری زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد. بیرون آمدن حضرت مهدی(ع) و نمازگزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. كارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسكری(ع) هجوم بردند، اما هر چه بیشتر جستند كمتر یافتند و در چنین شرایطی بود كه برای بقای حجت حق تعالی، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن «خلیفه خدا در زمین» نبود، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان.پس مشیت و حكمت الهی بر این تعلق گرفت كه حضرتش را از نظرها پنهان نگه دارد، تا دست دشمنان از وی كوتاه گردد و واسطه فیوضات ربانی بر اهل زمین سالم ماند. بدین صورت حجت خدا هر چند آشكار نیست، اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش است. مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال به طول نینجامید (از سال ۲۶۰ه. تا سال ۳۲۹ه.) كه در این مدت نایبان خاص، به محضر حضرت مهدی(عج) می رسیدند و پاسخ نامه ها و سئوالات را به مردم می رساندند. نایبان خاص كه افتخار رسیدن به محضر امام را داشته اند، چهار تن بودند كه به «نواب خاص» یا «نایبان ویژه» معروفند. نخستین نایب خاص مهدی(ع) عثمان بن سعید اسدی است. كه ظاهراً بعد از سال ۲۶۰هجری وفات كرد و در بغداد به خاك سپرده شد. عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود. دومین سفیر و نایب امام(ع) محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است كه در سال ۳۰۵ هجری وفات كرد و در بغداد به خاك سپرده شد. نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیك چهل سال به طول انجامید. سومین سفیر حسین بن روح نوبختی بود كه در سال ۳۲۶ هجری فوت كرد.چهارمین سفیر و نایب امام حجه بن الحسن(ع) است كه در سال ۳۲۹هجری قمری درگذشت و در بغداد دفن شد. مدفن وی نزدیك آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمدبن یعقوب كلینی است. همین بزرگان و عالمان و روحانیون برجسته و پرهیزگار و زاهد و آگاه در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشكلات آنها به وسیله حضرت مهدی(عج) بودند. این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد و تاكنون ادامه دارد. این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است. در زمان نیابت عامه، امام ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر، فرد شاخصی كه آن ضابطه و قاعده در همه ابعاد بر او صدق كند، نایب عام امام(ع) باشد و به نیابت از سوی امام، ولی جامعه باشد در امر دین و دنیا. در هیچ دوره ای پیوند امام(ع) با مردم گسیخته نشده و نبوده است. گرچه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان، حضرت مهدی(عج) بسیار دردآور است، ولی به هر حال در این دوره آزمایش اعتقاد ما این است كه حضرت مهدی(عج) به قدرت خدا و حفظ او زنده است و نهان از مردم جهان زندگی می كند، روزی كه «اقتضای تام» حاصل شود، ظاهر خواهد شد و ضمن انقلابی پرشور و حركتی خونین و پردامنه، بشریت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد و رسم توحید و آیین اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشید.درازی عمر امام(ع) با در نظر گرفتن عمرهای درازی كه قرآن بدان ها گواهی می دهد و در كتاب های تاریخی نیز افراد معمر (دارای عمر دراز) زیاد بوده اند و در گذشته و حال نیز چنین كسانی بوده و هستند، به هیچ دلیلی محال نیست، بلكه از نظر عقلی و دید وسیع علمی و امكان واقع شدن به هیچ صورت بعید نیست. و البته اگر از نظر قدرت الهی بدان نظر كنیم، امری ناممكن نیست. در برابر قدرت خدا، كه بر هر چیز تواناست، عمرهایی مانند عمر حضرت نوح(ع) و عمر بیشتر از آن حضرت و یا كمتر از آن كاملاً امكان دارد. برای خدای قدیر و حكیم، كوچك و بزرگ، كم و بسیار، همه و همه مساوی است. بنابراین حكمت كامل و بالغ او تا هر موقع اقتضا كند بنده خود را در نهایت سلامت زنده نگاه می دارد. پس طبق حكمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود(عج) باید از انظار غایب باشد و سال ها زنده بماند و رازدار جهان و واسطه فیض برای جهانیان باشد تا هر وقت خدا اراده كند ظاهر گردد و عالم را پس از آنكه از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدل پر كند. |