▪ دنی دیدرو (۱۷۱۳-۱۷۸۴ )
ُدنی دیدرو در سال ۱۷۱۳ در لانگر، شهرستانی در شمال شرقی فرانسه به دنیا آمد. پدرش استادی چاقو ساز از طبقه متوسط بود و امید داشت پسرش روزی به کسوت کشیشان درآید
ُدنی در مدرسه یسوعیان لانگر با نویسندگان یونانی و لاتینی عهد باستان آشنا شد و فرهنگ کلاسیک در اندیشهاش، همراه با دلبستگی به تعالیم اومانیستی، آیین سخنوری، زیبایی شناسی و اخلاقیات، ریشه در همین آموزشها داشته است.
پس از طی دوره شور و شوق و جذبه مذهبی، مانند بسیاری دیگر از جوانان بلند پرواز ناسازگارش را خود به پایتخت برد و دُنی درسال ۱۷۳۲ از دانشگاه لیسانس گرفت.
آشنایی دیدرو با زبان و ادبیات انگلیسی و علاقهاش به نمایشنامه نویسان کلاسیک فرانسه تاثیر زیادی در سبک نویسندگی او داشت. در سال ۱۷۴۷ همراه با دالامبر سرپرست مشترک دایره المعارف شد و ۲۵سال تمام قوت و نیروی خود را صرف این دانشنامه سترگ کرد. دایرهالمعارف در ابتدا قرار بود ترجمه و اقتباسی از دایرهالمعارف چمبرز باشد، [دایره المعارفهای این زمانه: آنلاین و چاپی] اما به همت دیدرو دامنهاش وسعتی به مراتب بیشتر گرفت و مردانی چون مونتسکیو، ولتر، روسو به همکاری با او و دالامبر پرداختند.
دیدرو در طول حیات خود، و در نظر اکثر هم عصرانش بیشتر به عنوان یک دایرهالمعارف نویس بزرگ شهرت یافت. بهترین آثارش، از جمله چهار رمان (گوهر های رازگشا،راهبه، برادر زاده رامو، ژاک قضا و قدری) و بسیاری دیگر از نوشتههایش پس از مرگ او منتشر شد.
دیدرو، فیلسوف، رمان نویس، نمایشنامه نویس، نظریه پرداز زیبایی شناسی و زبان شناسی و منتقد هنری بود.
استعدادهای گوناگون، دانش گسترده، تخیل قوی و تفکر علمیاش که در قرن نوزدهم و حتی در قرن بیستم گاه بیرحمانه توسط منتقدان و مورخان زیر سوال رفته بود و مریدان چندانی نداشت، سر انجام در دهه های اخیر آوازه راستین و به حق خود را یافته است و امروز او در کنار دیگر فیلسوفان جنبش روشنگری فرانسه، یعنی مونتسکیو و ولتر و روسو در مقام چهره برجسته قرن هجدهم فرانسه از جایگاه رفیعی برخوردار شد.
از دیگر آثار دیدرو می توان به «اندیشه های فلسفی» (۱۷۴۶)، گلگشت شکاک (۱۷۴۷) نامه درباره نابینایان (۱۷۴۹)، نامه درباره کر و لالها (۱۷۵۲)، اندیشههایی در تفسیر طبیعت(۱۷۵۳)، نمایشنامه پسر نامشروع (۱۷۵۷)، پدر خانواده (۱۷۵۸)، نگارخانهها؛ مقالات درباره نقاشی (۱۷۵۹ به بعد)، رویای دالامبر (۱۷۶۹) سفرنامه بوگنویل(۱۷۷۳)، مقدمات فیزیولوژی (۱۷۷۳)، نظر خلاف عرف درباره هنرپیشگان (۱۷۷۸). |