چند سالی است که رتبه ایران در زمینه تولید فیلم سینمایی در مقیاس جهانی و در بین کشورهای دارای سینما (با سالن سینما اشتباه نشود) در رده دهم تا پانزدهم در نوسان بوده است.
اگر بعضی از افراد به این آمارها بدبین هستند و چندان اعتباری برای آنها قائل نیستند، کافی است آمار تولید فیلم در سالهای اخیر را از نظر بگذرانند و یا به فهرست بلند بالای بیش از نود فیلمی که فرم شرکت در بخش مسابقه سینمای ایران این دوره از جشنواره را پر کرده اند، بنگرند. آن هم در سالی که به دلیل التهابات و وقایع سیاسی اجتماعی اخیر شرایط کاملا متفاوتی را به خود گرفته بود.
افزایش عناوین موسوم به فیلمهای اول و دوم و حضور چهرههای جدید و خوش آتیه در این بخش از جشنواره فیلم فجر معنایی جز این ندارد که فیلمسازی برای نسل کنونی کشور یکی از زمینههای مورد علاقه و بزنگاهی برای بروز استعدادها و پژواک دغدغههای فکری و احساسی آنهاست. نمایش همزمان بعضی از همین فیلمها در بخش مسابقه اصلی که البته در سالهای گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده است، موید استعدادهای جوان و ظهور سینماگرانی خلاقی است که به قول گزارشگران ورزشی در آینده از آنان بیشتر خواهیم شنید.
در شرایطی که حدود ده نشریه تخصصی سینمایی در کشور منتشر میشود و یک خبرگزاری اختصاصی و صدها وب سایت و وبلاگ در فضای مجازی اتفاقات سینما و وقایع مربوط به آن را بازتاب میدهند، جز این نیست که سینما در کانون توجهات ما ایرانیها قرار دارد و بی تعارف مبتلای آنیم. اگر تا سال گذشته سه مرکز استان بطور همزمان عناوینی از فیلمهای جشنواره را به نمایش میگذاشتند، این رقم امسال به ده استان افزایش یافته و هیچ بعید ندانید که با همین روال سالهای آینده استانهای بیشتری به این افتخار و مباهات نائل آیند.
پدیده ای به نام ملک سلیمان در جشنواره بیست و هشتم به تعبیر علیرضا زرین دست لکنت زبان سینمای ایران را از بین برد و چشم انداز امیدوارکننده ای را برای استفاده از جلوههای ویژه بصری ( CGI) در سینمای کشورمان نمودار ساخت. یادمان باشد بحرانی کارگردان این فیلم مدعی است آنچه که لئولو و تیم هنگ کنگی او در فیلم طراحی و اجرا کرده اند، از این پس به راحتی از عهده جوانانی که در کنار آنها کارآموزی کرده اند، برخواهد آمد.
هرقدر عده ای بکوشند تا ثابت کنند جشنواره رونق سالهای گذشته را ندارد اما نمیتوانند از کنار یک اتفاق بزرگ به راحتی بگذرند و آن را نادیده بگیرند. برج میلاد به عنوان یکی از مظاهر زیبا و مدرن شهری تهران، امسال با همه امکانات خوبش فرصتی را فراهم ساخت تا بسیاری از برنامههای جشنواره که پیش از این بصورت پراکنده به اجرا در میآمد، این بار در یک مجتمع و در کنار هم برگزار گردند. تصورش را بکنید؛ بازار فیلم فجر، نشستها و کارگاههای علمی، ایستگاهها و واحدهای پخش زنده ی چندین برنامه رادیویی و تلویزیونی، ستاد جشنواره، سالنهای متعدد برای تماشای بخشهای اصلی جشنواره، برخورداری از اینترنت و خلاصه در یک کلام وفور نعمت در برج میلاد در مجموع نقطه عطفی را برای بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر رقم زد.
البته مثل همیشه بعضی از فیلمها به دلیل تمام نشدن مراحل آماده سازی یا اصلا به جشنواره نرسیدند و سبب ساز تغییر در جدول برنامهها شدند و یا با تاخیر در روزهای پایانی به نمایش درآمدند و اعلام و معرفی نامزدها را با تاخیر روبرو ساختند. به این ترتیب باز هم ثابت شد، هشدارها و مهلتهای ستاد جشنواره برای دریافت نسخههای قابل نمایش فیلمها، مدتهاست اعتبار و نفوذ خود را از دست داده است و حنای همکارانم دیگر رنگی ندارد.