کنفرانس دانشجویی: هنر انتقال اطلاعات از طریق یادداشتهای کنفرانس دهنده است به یادداشتهای دیگر دانشجویان، بدون عبور از ذهن هیچکدام از آنان.
▪ کنفرانس: گیجی یک نفر، ضربدر تعداد حاضران!
▪ اتاق کنفرانس: مکانی که در آن همه صحبت میکنند، هیچکس گوش نمیدهد و در پایان همه مخالفند!
▪ توافق: هنر تقسیم یک کیک است به گونهای که هرکس باور داشته باشد که بزرگترین قسمت به خودش رسیده است.
▪ کتاب کلاسیک: کتابی که مورد احترام همهی مردم است، اما هیچکس آن را نمیخواند.
▪ سیگار: کاغذی پیچیده شده دور مقداری تنباکوست، که در یک انتهایش آتش و در انتهای دیگرش یک دیوانه قرار دارد.
▪ تبسم: یک کجی است، که میتواند خیلی از کجیها را راست کند!
▪ دفتر کار رئیس : مکانی است برای رفع خستگی عارض شده به او، به علت کارهای خانه.
▪ رئیس: کسی است که زود میآید، هنگامیکه شما دیر میآیید و نمیآید هنگامیکه شما زود میآیید!
▪ خمیازه: تنها زمانی است که برخی کارکنان در مقابل رئیس و بعضی مردان ازدواج کرده در مقابل زنانشان، دهان خود را باز میکنند.
▪ ... و غیره: یک عبارت برای این که دیگران باور کنند شما بیش از آنچه نوشته یا گفتهاید، میدانید!
▪ کمیته: تعدادی از افراد که نمیتوانند کاری را به تنهایی انجام دهند و متفقالقولند که هیچکاری نمیتواند به صورت جمعی انجام شود!
▪ تجربه: نامی است که مردم به شکستهایشان میدهند.
▪ انفجار اتمی: یک رویداد است برای پایان بخشیدن به تمام رویدادها.
▪ خوش بین: کسی است که اگر از برج ایفل به پایین پرتاب شود، در نیمهی راه فریاد میزند: ببینید!...من هنوز مجروح نشدهام!
▪ بدبین: کسی است که به جای آن که بگوید، "امید" با (الف) شروع میشود، میگوید (الف) آخرین حرف "فنا" است.
▪ خسیس: کسی است که فقیرانه زندگی میکند، تا ثروتمند بمیرد!
▪ تبهکار: کسی است که با "خیلیها" هیچ تفاوتی ندارد جز این که چند نفر از همین "خیلیها" او را "گرفته"اند!
▪ سیاستمدار: کسی است که قبل از رأی گیری "دستهایتان" را تکان میدهد و بعد از آن "اعتمادتان" را.
▪ فرصت طلب: به کسی میگویند که اگر در نتیجهی یک تصادف به رودخانهای پرتاب شود، بلافاصله حمام کردن را شروع میکند!