● معضلها
▪ نویسنده: ژاک دریدا
▪ ترجمه: مهشید نونهالی
▪ انتشارات فرهنگ صبا ۱۳۸۷
▪ شمارگان: ۱۶۵۰ نسخه
مرگ یکی از دغدغههای اساسی متفکرانی چون هایدگر، بلانشو و دریداست؛ «انسان رودرروی مرگ» و تبعات ناشی از آن زمینهساز طرح نوعی تاریخ فرهنگی یا نوعی انسانشناسی مرگ است. اما این مسئله ذیل تحلیل وجودمندانه «به سوی مرگ بودن» به غنا و پیچیدگی بحث میافزاید؛ بحثی که خواندن متن مربوط به آن را به صورت نوعی جانکندن درمیآورد؛ جان کندنی که همچون مرگ گریزناپذیر است.
دریدا در آغاز کتاب این پرسشها را مطرح میکند: «آیا مرگ من ممکن است؟ آیا میتوانیم متوجه این پرسش شویم؟ آیا مجازم که درباره مرگ سوال کنم؟ معنی همسازه «مرگ من» چیست؟» از نگاه دریدا «مرگ، به منزله امکان امر ناممکن چنان که هست، یا امکان چنان که هست ناممکن، صورتی از معضل است که در آن مرده و مرگ میتوانند جانشین- این مجاز مرسلی است که اسم را به فراسوی اسم و اسم اسم میبرد- همه آن چیزی شوند که تنها در صورتی ممکن است که به مثابه ناممکن باشد، البته اگر چنین چیزی باشد: عشق، دوستی، استعداد، آن دیگری، شهادت دادن، مهماننوازی و جز آن.» این کتاب جز بخش سخنی با خوانندگان و مقدمه، دو بخش دیگر دارد؛ بخش اول: مرزها؛ بخش دوم: انتظار خود کشیدن در مقصد. دریدا کتاب خود را به یاد تویوساکی کواچی نوشته است.