جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۴ : ۱۸
Friday, Mar 19, 2010 صفحه اصلی آفتاب من خبرنامه‌های آفتاب عضویت ویژه نظرات
 کاربر مهمان
ورود به آفتاب عضويت در آفتاب
ثبت صفحه دعوت از دوستان
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته
ا نجمن علمی و فرهنگی
دانستنيها فرهنگ و جامعه ادبیات و شعر
  موضوع : معرفی کتاب   |   ۲۴ شهریور ۱۳۸۷   ◊   دفعات نمایش : ۲۰       Sunday, Sep 14, 2008
داستان شرقی در طبقه هفتم غربی
● طبقه هفتم غربی
▪ نویسنده: جمشید خانیان
▪ ناشر: افق
▪ چاپ اول: ۱۳۸۷
▪ تعداد صفحه‌ها: ۸۴
برای رسیدن به «طبقه هفتم غربی» باید اول دکمه آسانسور را بزنی، بعد قبل از اینکه درش باز بشود، فرار کنی.
پیرمرد این را به امیرعلی می‌گوید. وقتی روی کول امیرعلی سوار شده تا با هم بروند «قره قیطاس» سواری. قره قیطاس اسم اسب قصه حسین کُرد شبستری است. پیرمرد این اسم را گذاشته روی دوچرخه. طبقه‌‌ هفتم غربی هم با قره‌قیطاس شروع می‌شود. این جوری: «توی طویله، قره‌قیطاس را در ردیف دوچرخه‌های دیگر گذاشت، قفل زد و راه افتاد به طرف در شیشه‌ای بزرگ قلعه.» این اسم‌ها، طویله و قلعه ... را پیرمرد و امیرعلی گذاشته‌اند روی مکان‌ها،مثل یک بازی میان خودشان.
پیرمرد می‌گوید قدیم‌ها زنگ در خانه‌ها را می‌زدند و فرار می‌کردند، حالا دکمه آسانسور را می‌زنند و فرار می‌کنند. پیرمرد بعد از سال‌ها یک همبازی پیدا کرده است. پیرمرد روی لبه مرگ ایستاده، امیرعلی روی لبه زندگی. زندگی و مرگ با هم بازی می‌کنند. امیرعلی پیرمرد ناتوان و بیمار را روی کولش می‌گیرد تا دور از چشم از همه بروند سوار قره‌قیطاس‌شان بشوند و سُر بخورند و کیف کنند.
برای رسیدن به «طبقه هفتم غربی» نمی‌شود سوار آسانسور شد. آسانسور فقط مسیر مستقیم را می‌رود. صاف می‌رود بالا و از آن بالای بالا صاف مثل بچه آدم سرش را می‌اندازد پایین و می‌آید سر جایش می‌ایستد. آسانسور از آن بچه‌هایی است که بعضی پدر مادرها خیلی دوست‌شان دارند. از مسیر مستقیم منحرف نمی‌شود و به این ور و آن ور سرک نمی‌کشد. حواسش هم پرت دور و اطراف نمی‌شود. دکمه‌اش را که می‌زنی سرش را برایت تکان می‌دهد و حرکت می‌کند.
به او بگویی برو طبقه ۵، می‌رود همانجا و قشنگ می‌ایستد. بگو برو طبقه صفر، می‌رود. چون و چرا هم نمی‌کند. اگر و اما هم نمی‌گذارد. آسانسور خیلی موجود خوبی است. اما طبقه هفتم غربی از آسانسور خوشش نمی‌آید. دوست ندارد داخل یک اتاقک برود که درش خود به خود بسته می‌شود و بعد با فشار یک دکمه از جا بلندت می‌کند و می‌برد می‌گذارد جای دیگر؛ بدون این که آب از آب تکان بخورد. نویسنده که جمشید خانیان باشد، ترجیح می‌دهد آب از آب تکان بخورد.
برای همین یک بار با آسانسور می‌رود طبقه‌ هفتم غربی. یک بار هم امیرعلی بازیگوش را وسوسه می‌کند که صد و چهل پله را تا طبقه‌ی هفتم بالا برود. امیرعلی پسر پیرمرد یا نوه‌اش نیست؛ شاگردش هم نیست؛ او آمده تا از پیرمرد بیمار در خانه نگه‌داری کند. نامرئی‌ترین نیرو، رابطه این دو تاست. اگر برای رسیدن به طبقه هفتم غربی فقط کوتاه‌ترین مسیر یعنی خط مستقیم آسانسور انتخاب می‌شد، مطمئن باشید نیروی نامرئی و مرموز این رابطه نمی‌توانست این همه زیبا و این همه عمیق و این همه شیرین خودش را مرئی کند.
طبقه هفتم غربی همان مسیر داستان‌های هزار و یک شب را طی می‌کند. بازی همان بازیِ داستانی است میان شهرزاد قصه‌گو و امیر. شهرزاد در هزار و یک شب، با هزار و یک قصه‌ می‌خواهد مرگ را، مرگ خودش را، به دست امیر عقب بیندازد. امیر می‌خواهد او را به قتل برساند.
شهرزاد با داستان، مرگ را یک شب دورتر می‌برد. جمشید خانیان در طبقه‌ هفتم غربی با کشاندن امیرعلی به راه‌پله‌ها در روز دوم کاری اش، مرگ را عقب می‌اندازد. در پاگرد هر طبقه و همراه با شمارش پله‌ها توسط امیرعلی، به یک اتفاق داستانی می‌رسیم و همراه با اتفاق‌های داستانی پلکانی، مرگ که در طبقه‌ هفتم غربی منتظر ورود امیرعلی است، به تعویق می‌افتد. زهر و تلخی حادثه‌ مرگ در این روایت پلکانی گرفته می‌شود. قرار نیست امیرعلی بمیرد، قرار است یک بار دیگر، با چهره‌ی دیگری از مرگ که در آپارتمان طبقه‌ی هفتم غربی در آرامش کامل به خواب رفته، ملاقات کند.
روایت پلکانی و شرقی جمشید خانیان در طبقه‌ هفتم غربی، حضور مرگ را در متن زندگی انکار یا نفی نمی‌کند، آن را به تأخیر می‌‌اندازد. این به تأخیر انداختنِ ماجرای اصلیِ داستان، ایجاد تعلیق و دلهره می‌کند. و تعلیقِ خاصِ داستانیِ او سبب می‌شود که داستان با تمام ذراتش، در اعماق ذهن بنشیند. نشستنی شیرین و دلچسب. تا آنجا که در روایت شرقی او از طبقه‌ هفتم غربی این شیرینی زندگی و زیبایی ارتباط امیرعلی و پیرمرد است که می‌ماند، نه تلخی حضور مرگ. حضور حادثه‌ مرگ و تعویق آن برای جا انداختن طعم لذیذ این رابطه‌ انسانی است.
مسیری که امیر می‌خواهد طی کند، هم کوتاه است و هم مستقیم. شهرزاد این مسیر کوتاه را پیچ در پیچ می‌کند با هزار و یک داستان. جمشید خانیان هم امیرعلی داستانش را نه از مسیر مستقیم آسانسور، که از مسیر مارپیچ و پلکانی داستان شرقی بالا می‌برد. خانیان می‌خواهد به طبقه هفتم غربی برسد، اما می‌داند باید مسیر شرقی داستانش را مثل شهرزاد ذره ذره بسازد و بالا ببرد. او این مهندسی ساختمانِ داستانِ شرقی را خیلی خوب از شهرزاد قصه‌گو آموخته است. برای همین هفت طبقه‌ داستانی می‌سازد تا به تدریج برسد به طبقه‌ هفتم غربی. خانیان در داستان‌های دیگرش هم نشان داده که مهندسی ساختمان داستان برایش خیلی مهم و جدی است. در طبقه‌ هفتم غربی هنر معماری شرقی‌اش را به کمال رسانده.
می‌توانست ساده‌ترین و کوتاه‌ترین راه را برای معماری داستانی‌اش انتخاب کند، اما طبقه‌ هفتم غربی نشان می‌دهد که برای او استحکام ساختمان داستانش و پیوند آن با معماری شرقی و ماندگاری‌اش، همراه با زیبایی و ظرافت اجزای آن، بسیار اهمیت دارند. حالا می‌شود به طبقه‌ هفتم غربی پز داستانی داد؛ آن هم پز داستانِ شرقی در طبقه هفتم غربی.

زری نعیمی
همشهری آنلاین
دریافت دانستنیها ثبت آفتاب من چاپ بازگشت
 
 
کاربر گرامی، برای ارسال این صفحه به دوستان ، باید ابتدا وارد سایت شوید. ورود به سیستم عضو سایت نیستید؟
 
کتاب تازه: مطالعاتی جامعه‌شناختی درباره رادیوروابط‌عمومی‌ در سیره‌ پیامبر اعظم (ص)
اخلاق در خانوادهکتاب تازه: عصر سی‌ان‌ان و هالیوود
نگاهی به «موج ها» نوشته ویرجینیا وولف ترجمه مهدی غبراییدرباره کتاب «سعدی از دست خویشتن فریاد»
اصول زیست‌شناسیلیلی یک ماجراست
کودک تنهامیشل استروگوف
مهمانخانه جامائیکابرخیز ای موسی
نوعی لبخندواشنگتون اسکوئر
واپسین روز یک محکومایمان باراک اوباما
جنیان و جن زدگانفرهنگ علوم سیاسی
مجموعه قوانین و مقررات تجارت الکترونیککنت مونت کریستو
روایتی صد ساعته از روزگار چریک سالخوردهغیاب سیب و کودکی مفقود
ترجمه شرح ابن‌عقیلآشنایی با کتاب‌های سینمایی روز
عبارت از چیست؟جوهر شرق
داستان شورانگیز بازرگان وندیکیفلسفه سیاسی کانت
نگاهی به کتاب «ایده فرهنگ»میزبان المپیک در کما
ایده فرهنگبررسی روابط ایران و آمریکا
فهرست موقوفات تهرانهنر اجرا
جامعه‌شناسی جنسیتبلیتی مجانی برای سفر به تاریخ
نه پدر، نه پسر؛ داییماجراهای هنری زلزله و تام سایر
اقتصاد جدید، بی‌نظمیآسپرین بعد از سقوط شوروی
نویسنده‌ای با جای پای خودشاسلام در ادامه ادیان الهی بی‌نظیر بوتو
نگاهی گذرا به کتاب مجموعه اشعار استاد دکتر میرجلال الدین کزازی ‌کتابخانه چراغ‌راهنما
به دنبال کوهی در بیابانتحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران
کوچه خبر؛ قصه های ام.پی.تریاشک‌ها و لبخندهای میکروبی
معرفی کتاب سکان، سمت میانه اروند!
 
 
خانه و خانوادهموفقیتبهداشتعلم و زندگیکامپیوتر و اینترنتهنرفرهنگ و جامعهشخصیت‌هاتفریح و سرگرمیسایر
ارسال مطلب
مطالب ارسالی من
معرفی آرشیو موسیقی
شجریان، محمد رضا
 آلبوم زمستان است
ترجمه

بیش از ۵۰۰ مترجم متخصص در ۲۶ رشته و ۱۷ زبان

تخفیف ویژه سفارشات آنلاین

۶۶۹۰۰۱۹۴-۵

آگهی‌ها
◊ فروشگاه ایران می شاپ
» فروشگاه ایران می شاپ www.iran-meshop.net تنها فروشگاه عرضه محصولات اورجینال تبلیغات تله شاپینگ …
◊ پیامک آموت (مورد تایید مایکروسافت)
» نرم افزار پیامک آموت تنها نرم افزار مورد تایید شرکت مایکروسافت در ایران می باشد. *ارسال …
◊ مبلمان اداری محیط آرا
» شرکت " مبلمان اداری محیط آرا " ، بزرگترین و صنعتی ترین کارخانه تولید مبلمان اداری …
◊ قویترین محصولات جهان ((فوق العاده))
» www.modava.ir • بزرگترین و برترین سایت جنسی و زناشویی ایران • ارائه تمامی محصولات برتر حال …
◊ لوله آب و لوله نفت و لوله گاز
» هوالرزاق با سلام آیرون پایپ در زمینه عرضه لوله اتصالات شیرآلات و آهن آلات صنعتی …
◊  برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است اول پشتکار دوم پشتکار، سوم پشتکار. لردآدیبوری  ◊
معرفی شرکت
   آریا پرواد    پارس لودرز
   شرکت حمل ونقل متوکلین    شرکت مهندسی وایا فرا اندیش
   لیفتراک هواکار ( نماینده انحصاری لیفت ...   ارجنت الکترونیک
معرفی سایت
   کلینیک کاهش وزن سیـبـیـتـا    شرکت کارگزاری مشاوران سهام
   شرکت راه و ابنیه سپهر    شرکت تلاش و توسعه آسیا
   سی دی باران دات کام    شرکت کامپیوتر طوسیران
کار و کاريابى آگهى‌ها آدرسها بانکهای اطلاعاتی لينک‌ها بازار گل و هديه آرشیو موسیقی فتوبلاگ بحث و گفتگو انجمن علمی و فرهنگی
صفحه اصلىراهنمانقشه سايتدرباره ماتماس با مانظراتمآخذآفتاب من
Vista Research & Information Technology Center
.All Rights Reserved  2009 © 
support@aftab.ir
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته