تری ایگلتون در ایران چهره نامآشنایی است و بهخصوص <نظریه ادبی>اش بارها مورد نقد و بررسی واقع شده است. ایگلتون استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه آکسفورد و از پژوهشگران شهیر غربی در جهان ادب و هنر است که با آثاری چون <توهمات پسامدرنیته>، <درآمدی بر نظریه ادبی> و... مخاطبان بسیاری یافته. <ایده فرهنگ> نیز از جمله آثار بااهمیت او محسوب میشود که نویسنده در آن پرسشهایی بنیادی را درباره دلایل پذیرفته و ناپذیرفته اهمیت یافتن فرهنگ در روزگار کنونی مطرح میکند. این کتاب در ۵ فصل نگاشته شده که عناوین آنها به این شرح است: گونههای فرهنگ، فرهنگ در بحران، پیکارهای فرهنگ، فرهنگ و طبیعت و به سوی فرهنگ همگانی.
علی ادیبراد در مقدمه کتاب شرح مبسوطی از هر کدام این فصول ارائه داده است. بهعنوان نمونه، او درباره فصل فرهنگ و طبیعت نوشته است: <مواجهه فرهنگ و طبیعت مبحثی است دیرین و بس فراگیر که فصلی از این کتاب صرف آن شده است. با آنکه نگارنده برگهایی را به دوگانه دیرآشنای فرهنگ اروپایی/ آمریکایی و نقد تند و طعنهآمیز فرهنگ آمریکا اختصاص داده است، اما در ادامه به ریشهها و سرچشمههای تضاد در دل این دو مفهوم بازمیپردازد. برای نمونه، آیا این طبیعت است؟ آیا <طبیعی> همان سان که در اندیشه پسامدرن رسم است چیزی نیست مگر طبیعیسازی آرام و تدریجی فرهنگ؟ اگر چنین است چرا کاربرد تحقیرآمیز <طبیعی> در این اندیشه یا شناخت آسیبپذیری دردناک طبیعت از نظر زیستبومی سخت ناسازگار است؟ آیا این تنها دیدگاه کاشفان و نظرآوران نبوده که طبیعت ساکن، بیجنبش و بیزمان است؟ حال آنکه از دیگر سو میشود آن را خمیرهای دگرگونشونده یافت که عوامل گوناگون و در آن میان نیز ما آدمیان، آن را دستخوش دگرگونی میسازند. سپس از نگره دیرین فرهنگ چون افزودهای بر طبیعت یادی میشود و در این راه مولف به شاه لیر شکسپیر که ژرفای این نکته را بحق بازگفته است نظری میافکند: فرهنگ آن دم که آن را زندگی میکنند، پیوسته تاحدی ناشناخته و تا حدی تحققنیافته است. تشکیل یک اجتماع همواره گونهای کشف است، چه آگاهی نمیتواند بر آفرینش پیشدستی کند و برای تجربه ناشناخته ضابطهای در دست نیست. به این دلیل یک اجتماع خوب و یک فرهنگ زنده، نه تنها هر کس و تمامی کسانی را که در راه پیشرفت آگاهی، بهعنوان نیازی همگانی، گام برمیدارند تشویق میکنند، بل برای آنها امکاناتی نیز فراهم میسازند.>