۵) بیكاری و عدم اشتغال
از دیدگاه جامعهشناسان و روانشناسان بیكاری یكی از ریشههای مهم بزهكاری و كجروی افراد یك جامعه است. بیكاری موجب میشود كه افراد بیكار جذب قهوهخانهها و مراكز تجمع افراد بزهكار شده، به تدریج، به دامان انواع كجرویهای اجتماعی كشیده شوند.
علاوه براین، چون بیكاری زمینهساز بسیاری از انحرافات اجتماعی است، افراد با زمینه قبلی و برای كسب درآمد بیشتر دست به سرقت میزنند؛ چرا كه فرد به دلیل نداشتن شغل و درآمد ثابت برای تأمین مخارج زندگی مجبور است به هر طریق ممكن زندگی خود را تأمین نماید. از نظر چنین فردی، بزهكاری به ظاهر معقولترین و بهترین این راههاست. حاصل تحقیقات صورت گرفته نیز حكایت از تأثیر قاطع بیكاری و فقر بر افزایش بزهكاری دارد.(۱۵)
۶) فقر و مشكلات معیشتی
در میان علل و عوامل پیدایش بزهكاری و ارتكاب انحرافات اجتماعی، عامل فقر و مشكلات معیشتی و اقتصادی از جایگاه ویژهای برخوردار است. عدم بضاعت مالی مكفی خانوادهها و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای طبیعی و ضروری مانند فراهم ساختن امكان ادامه تحصیل حتی در مقطع متوسطه، تأمین پوشاك مناسب، متنوع و متناسب با سلیقه و روحیه آنان و... زمینهساز بروز دلزدگی، سرخوردگی، ناراحتیهای روحی، دلمشغولی، افسردگی و انزواطلبی را در فرزندان فراهم میسازد.
این امر موجب میشود تا این افراد برای التیام ناراحتیهای ناشی از مشكلات خود از طریق مستقیم و یا غیرمستقیم، به اقداماتی دست بزنند و خود درصدد حل مشكل خویش برآیند. در نتیجه، بسیاری از این افراد برای رهایی از بند گرفتاریها، دست به ارتكاب اعمال ناشایست میزنند.
از سوی دیگر، امروزه فشارها و مشكلات اقتصادی، احتمال دو شغله بودن یا اشتغال نانآوران خانواده در مشاغل كاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است. همین مسئله منجر به كم توجهی آنان نسبت به نیازهای جوانان، رفع مشكلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها گردیده است. در این زمینه، انعكاس شرایط افسانهای برخی زندگیها و نمایش فاصلههای طبقاتی توسط رسانهها نقش مؤثری در ازدیاد این مشكل دارند.(۱۶)
در یك پژوهش صورت گرفته در استان قم در ارتباط با علل و عوامل سرقت در میان جوانان قمی، سارقان مورد مطالعه چنین پاسخ دادهاند:(۱۷)
«اگر شغل مناسبی داشتم»؛ «اگر از نظر مالی بینیاز بودم» و «اگر مسكن مناسبی داشتم» دست به سرقت نمیزدم.
از سوی دیگر، بر اساس یافتههای همین پژوهش، حدود ۴۷ درصد افراد یا بیكارند و یا فاقد درآمد و حدود ۶۹ درصد افراد سارق و خانوادههای ایشان در این پژوهش، زیر خط فقر قرار دارند! در حالی كه، به گزارش بانك جهانی میانگین شهروندان ایرانی كه زیر خط فقر زندگی میكنند از ۴۷ درصد در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) به ۱۶ درصد در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹) كاهش یافته است.(۱۸)
علاوه بر این، پژوهشهای نظری نیز مؤید این دیدگاه است كه فقر زمینهساز بسیاری از معضلات اجتماعی است. برای نمونه، از نظر مرتون هنگامی كه افراد نتوانند وسایل لازم را برای رسیدن به هدفهای موردنظر در اختیار داشته باشند (و یا جامعه در اختیار ایشان قرار ندهد)، و هدف اصلی فراموش شود، افراد اهداف و آرمانهای موردنظر جامعه را نمیتوانند با پیروی از راههای مجاز و نهادی شده تعقیب كنند، از اینرو، دزدی، فریبكاری، فساد، رشوه، و ارتكاب انواع جرایم در جامعه افزایش مییابد.(۱۹)
۷) دوستان ناباب
گروه همسالان و دوستان الگوهای مورد قبول یك فرد در شیوه گفتار، كردار، رفتار و مَنِش هستند. فرد برای اینكه مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزیر از پذیرش هنجارها و ارزشهای آنان است. در غیر این صورت، از آن جمع طرد میشود. از اینرو، به شدت متأثر از آن گروه میگردد، تا حدّی كه اگر بنا باشد در رفتار فرد تغییری ایجاد شود یا باید هنجارها و ارزشهای آن جمع را تغییر داد یا ارتباط فرد را با آن گروه قطع كرد. تأثیر گروه همسالان، همفكران، همكاران و دوستان در رشد شخصیت افراد كمتر از تأثیر خانواده نیست؛ چرا كه فرد پس از خانواده، منحصرا زیر نفوذ گروه قرار میگیرد. بدینروی، اگر فردی با گروهی از معتادان رابطه برقرار كند و با آنان دوست شود، به تدریج تحت تأثیر رفتار آنان قرار میگیرد و معتاد میشود؛ چون از سویی، ملاك پذیرش و قبول فرد توسط یك گروه و جمع، پذیرفتن فرهنگ آنهاست و از سوی دیگر، معتادان هم علاقهمندند كه مواد مخدّر را به طور دستهجمعی استعمال كنند كه هم در موقع استعمال مصاحبی داشته باشند و هم از شدت فشار سرزنش اجتماع بر خود بكاهند. از اینرو، معتادان علاقهمندند كه دوستان و همسالان خود را به جرگه اعتیادشان بكشانند. در این صورت، اگر نوجوانی از تعلیم و تربیت مقدّماتی و صحیح خانوادگی محروم باشد و خانوادهاش او را از مضرّات اعتیاد مطلع نكرده باشند و در محیط اعتیاد زندگی كند و با دوستان معتاد نیز سر و كار داشته باشد، احتمال اینكه معتاد شود زیاد است.(۲۰) همین فرایندِ تأثیر گروه بر فرد در سایر انواع بزهكاری به غیر از اعتیاد نیز صادق است.
ساترلند در نظریه «انتقال فرهنگی كجروی» خود بر این نكته مهم تأكید میكند كه رفتار انحرافی همانند سایر رفتارهای اجتماعی، از طریق معاشرت با دیگران ـ یعنی منحرفان و دوستان ناباب ـ آموخته میشود و همانگونه كه همنوایان از طریق همین ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزشهای فرهنگی آن گروه و جامعه را پذیرفته، خود را با آن انطباق میدهند، افراد در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشكن، به سمت و سوی ناهمنوایی سوق داده میشوند.(۲۱)
این نظریه تأكید میكند كه فرد منحرف تنها با هنجارشكنان، و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد، بلكه هر انسانی با هر دو دسته این افراد سر و كار دارد. اما اینكه كدام یك از آن دو گروه، فرهنگ خود را منتقل میكنند و تأثیر میگذارند، معتقد است كه به عوامل دیگری نیز بستگی دارد كه این عوامل عبارتند از:
۱) شدت تماس با دیگران:
احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان یا اعضای خانواده منحرف خود، به مراتب بیشتر است تا در اثر تماس با آشنایان یا همكاران منحرف خود؛
۲) سن زمان تماس:
تأثیرپذیری فرد از دیگران در سنین كودكی و جوانی بیش از زمانهای دیگر و سایر مقاطع سنی است؛
۳) میزان تماس با منحرفان در مقایسه با تماس با همنوایان:
هرچه ارتباط و معاشرت با كجرفتاران نسبت به همنوایان بیشتر باشد، به همان میزان احتمال انحراف فرد بیشتر خواهد بود.(۲۲)
علاوه بر این، پژوهشهای میدانی نیز مؤید همین سخن است. در یك پژوهش، ۵۰ درصد بزهكاران و سارقان اظهار كردهاند كه دوستان ایشان توسط پلیس دستگیر شدهاند و نیز حدود ۴۷ درصد از آنان، تیپ دوستانشان نوعا افراد خلافكار بودهاند! ۵/۸۷ درصد از آنان نیز اظهار كردهاند كه دوستان ناباب نقش زیادی در سارق شدن افراد دارند. و ۵۳ درصد از همین افراد اظهار كردهاند كه به خاطر جلب توجه دوستانشان دست به سرقت زدهاند.(۲۳)
در این خصوص سخنان رهبران دینی نیز شنیدنی است. در سخنان پیامبرگرامی صلیاللهعلیهوآله آمده است: «المرءُ علی دین اخیه»؛(۲۴) هر انسانی بر شیوه و طریقه دوست و رفیق خود زندگی میكند.
از اینرو، رهبران دینی ما را از ارتباط و معاشرت با افراد منحرف و بزهكار و دوستان ناباب باز میدارند. حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه میفرمایند: «مُجالسهُٔ اهل الهوی منساهُٔ للایمان و محضرهٔ للشیطان.»؛(۲۵) همنشینی با هواپرستان ایمان را به دست فراموشی میسپارد و شیطان را حاضر میكند.
همچنین امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «لاتصحبوا اهل البدع و لاتجالسوهم فتصیروا عند النّاس كواحدٍ منهم»؛(۲۶) با افراد منحرف همنشینی و معاشرت نداشته باشید؛ زیرا همنشینی با آنان موجب میشود كه مردم شما را یكی از آنان به شمار آورند.
۸) محیط
محیط نیز از جمله عوامل تأثیرگذار در پیدایش رفتارهای شایسته و یا ناشایست است. اگر در منزل و خانه، كوچه، خیابان و مدرسه، و محیط پیرامون زمینه و شرایط مساعدی برای بزهكاری وجود داشته باشد، فردی را كه آمادگی انحراف در او وجود دارد، به سوی جرم و ارتكاب رفتار بزهكارانه سوق میدهد.
در پیدایش هر جرمی، با تحلیل دقیق، به این نتیجه میرسیم كه محیط اجتماعی بستر كاملاً مناسبی برای فرد بزهكار فراهم آورده و عامل مهمی برای پیدایش رفتار مجرمانه توسط وی بوده است. اگر فساد و تباهی و بیبند و باری بر جامعه حاكم باشد، افراد مستعد در گرداب تباهیهای آن اسیر میشوند و اگر نظام اجتماعی بر معیارها و الگوهای ارزشی استوار باشد و برنامههای هدفدار و مشخصی طرحریزی گردد، امكان انحراف اجتماعی در جامعه و در میان افراد بسیار ضعیف خواهد بود. به گفته یكی از محققان، محیط در شكلگیری شخصیت و منش انسان نقش بسیار تعیینكننده و مؤثری ایفا میكند و رفتار انسان كه نشانهای از شخصیت و منش اوست، تا حد زیادی، ناشی از تربیت اكتسابی از محیط است.(۲۷) بنابراین، محیط آلوده، افراد را آلوده و محیط سالم و با نشاط، زمینهساز رشد و شكوفایی و شادابی و نشاط افراد است.
۹) فقر فرهنگی و تربیت نادرست
از دیگر عواملی كه موجب سوق یافتن جوانان به سوی انحرافات اجتماعی است، فقر فرهنگی و محدودیتها و تبعیضهای ناشی از فقر فرهنگی میباشد. از عوامل مهم پیدایش بزهكاری، سطح و طبقه اجتماعی و فرهنگی خانوادههاست. چنانكه سطح تحصیلات (بیسوادی و یا كمسوادی اعضای خانواده)، سطح پایین و نازل منزلت اجتماعی خانواده، ناآگاهی اعضای خانواده به ویژه والدین از مسائل تربیتی، اخلاقی و آموزههای مذهبی، عدم همنوایی خانواده با هنجارهای رسمی و حتی غیررسمی جامعه، هنجارشكنی اعضای خانواده و اشتهار به این مسئله و مسائل دیگری از این دست مؤلفههایی هستند كه در قالب فقر فرهنگی خانواده در ایجاد شوكهای روانی و روحی بر فرزندان نوجوان و جوان مؤثر است و انگیزه ارتكاب انواع جرایم آنان را دوچندان میكند.