۶ـ هر چند از جمله شعارهای مهم فمینیست ها، رهایی زنان از قید و بند كارهای مربوط به خانه داری، شوهرداری و بچه داری و كسب استقلال اقتصادی و اشتغال زنان بوده است، اما امروزه زنان فقیر، كه معمولاً در جوامع غربی حجم بالایی از جمعیت را تشكیل می دهند، برای كسب استقلال اقتصادی از سوی خانواده های ثروتمند، برای حضانت فرزندان آن ها به استخدام درمی آیند و مجدداً در عمل آنان به تربیت و حضانت فرزند و خانه داری روی آورده اند.
۷ـ از دیگر پیامدهای منفی نهضت فمینیسم، ایجاد تقابل و تضاد شدید میان مرد و زن است. توجه نكردن به فلسفه آفرینش زنان و تفاوت های تنكردی و زیستی آنان، كه در واقع، موجب كمال آن ها و نوعی حكمت است، موجب گردیده فمینیست ها تصویری خشن، سلطه گر و خشونت طلب از مرد ارائه دهند و در صدد مبارزه با آن برآیند. این خود زمینه بروز ناهنجاری و نزاع های خانوادگی و نیز تزلزل بنیان خانواده و وقوع طلاق های فراوان و وجود زنان و مردان مجرد را موجب شده است.
۸ـ از دیگر پیامدهای بسیار منفی این نهضت، تزلزل بنیان خانواده و پیدایش فرزندان پرخاشگر و بی عاطفه است. چنین فرزندانی هرگز دامان گرم و پر محبت مادران را احساس ننموده اند. والدین آن ها نیز با ازدواج در سنین بالا، مسؤولیت گریزی در انجام وظایف مربوط به خانه از سوی زنان و نیز ازدیاد طلاق، كاهش میزان ازدواج، رها كردن فرزندان در سنین طفولیت و سپردن آن ها به دست مهدهای كودك، فرایند تضعیف بنیان خانواده را بیش از بیش تشدید كرده اند.
۹ـ زنان پس از تحقق شعار استقلال اقتصادی، روانه بازار ك ار شدند. آنان به دلیل وضعیت تنكردی خالی خود، فقدان توانایی لازم برای شرایط دشوار كاری، آسیب پذیر بودن، محدودیت جسمی و ناتوانی در انجام كارهای سخت، آسیب های جبران ناپذیری را متحمل شده اند كه علاوه بر كاهش متوسط عمر آن ها، امروزه نه تنها اشتغال آنان مشكلی را حل نكرده، بلكه به دلیل تحمیل هزینه های جانبی بر آن ها از جمله خروج زنان از منزل و نیاز به استخدام كسان دیگری در حضانت فرزندان خردسال و انجام كارهای مربوط به خانه، مشكلات اقتصادیشان دو چندان شده است.
۱۰ـ با تحقق شعار فمینیستی مبنی بر این كه زنان نیز باید دوشادوش مردان روانه بازار كار شوند، به طور معمول زنان شاغل در بازار بین چهل تا پنجاه درصد كه در شهر زندگی می كردند، مجرد بودند و جز نیروی كار خود چیزی برای اعاشه نداشتند. و بسیاری به علت نداشتن كار، به فحشاء پناه برده بودند. تعداد این زنان در قرن نوزده در پاریس و لندن بین چهل تا هشتاد هزار نفر بودند.۲۹ بنابراین، هر چند به ظاهر زنان به اشتغال روی آوردند اما عملاً پس از اندك زمانی مجدداً با مزد كم، بیكاری، دشواری های كار، و سرانجام فحشاء سرنوشت محتوم زنان در جوامع مدنی غربی بود.
۱۱ـ و سرانجام آن كه، امروزه تبعیض جنسی و شعار «دفاع از حقوق زنان» به حربه ای سیاسی تبدیل شده است و كشورهای استعمارگر به بهانه اسكات رقبای خود و از میدان به در كردن آن ها، آن ها را به نادیده گرفتن حقوق زنان و نقص «دموكراسی» متهم می كنند!
|