دیدگاه های ابرندآبادی، همچنان كه از پایه های نظری استوار برخوردار است، ماهیت كاربردی اش را نیز حفظ می كند. به این اعتبار، او در موقعیت آسیب شناس اجتماعی نیز قرار می گیرد. او درباره وظیفه دولت درارتباط با كاهش بزه اجتماعی می گوید: «به نظر می آید كه در اطراف شهرهای بزرگ ایران ـ ازجمله تهران و كلان شهرها ـ ناخواسته شهرك ها و محله هایی قارچ گونه و بدون برنامه. یك راه حل كه از گذشته وجود داشته این بوده كه این شهرك ها را تخریب كنیم، همان كاری كه در خاك سفید انجام شد.
البته باید بدانیم كه با ویران ساختن این محله ها تنها صورت مسأله را پاك می كنیم و تصور می كنیم كه بزهكاری از بین می رود. البته علل وضعی یا اوضاع پیش از بزهكاری در گذار از اندیشه مجرمانه و عمل مجرمانه تأثیر عمده دارد، ولی باید در نظر داشت كه پیش از این كه شرایط برای ارتكاب جرم فراهم شود، آن عللی كه باعث بزهكاری می شد، در فرد شكل گرفته است.»ابرند آبادی درباره پیشگیری عادلانه از جرم دیدگاه های ارزنده ای دارد: او معتقد است كه تأمین ابعاد مختلف امنیت از وظایف عمده دولتها محسوب می شود: «یكی از پدیده های اجتماعی ای كه امنیت داخلی و در مواردی حتی امنیت خارجی دولتها را در معرض خطر قرار می دهد، بزهكاری است. دولتها به منظور حفظ و ابقای امنیت از دیرباز از نظام كیفری بهره جسته و بدین سان در مقام پیشگیری از وقوع و تكرار جرم یا پیشگیری كیفری برآمده اند. با توجه به كارنامه این نوع پیشگیری، دولتها در دهه های اخیر در راهبرد سیاست جنایی خود اقدامهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و وضعی را نیز در جهت حذف و محدودكردن علل و فرصتهای جرم یا پیشگیری غیركیفری مورد توجّه قرار داده اند. بدیهی است در یك دولت قانون مدار كه هدف پیشگیری از جرم نمی تواند اعمال هرگونه اقدام و تدبیر پیشگیرانه را توجیه كند، رعایت حقوق افراد برای پیشگیری از جرم و دستیابی به جامعه ای عاری از بزهكاری ضروری است». ابرند آبادی در این نوشتار كه به بهانه نكوداشت دكتر محمد آشوری نگاشته است،
رعایت و احترام به جنبه های گوناگون حقوق بشر را از اقدام های پیشگیرنده «پیشگیری عادلانه از جرم» تلقی می كند، چنین نتیجه می گیرد كه امنیت قانون مدار در برابر پدیده بزهكاری، با تحقق بخشیدن و احترام به جنبه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و سیاسی حقوق بشر با استفاده از یافته های علمی محقق خواهد شد.
علی حسین نجفی ابرندآبادی در مقاله ای دیگر درباره پیشگیری از بزهكاری، اطلاعات دقیق و جالبی را در این حوزه به مخاطب خویش ارائه می دهد: «مطالعات و یافته های تحقیقات در قلمرو تاریخ حقوق كیفری نشان می دهد كه جوامع بشری برای مقابله با جرم عمدتاً از مجازات، آن هم از انواع شدید آن، استفاده می كرده اند یعنی «پیشگیری كیفری». به عنوان نمونه، قانون «هیتی ها» یا «هی تیت ها» و قانون «حمورابی» كه مربوط به حدود چهار هزار سال پیش است و حدود یك قرن پیش كشف شده اند، رژیم كیفری نسبتاً شدیدی را - البته با درجه های متفاوتی - برای حمایت از ارزشهای غالب و حاكم در جوامع خود و نیز مبارزه با متجاوزان به این ارزشها پیش بینی كرده بودند. اما به حكایت همین یافته های حقوق كیفری و مكاتب مختلف فلسفی - كیفری این شدت وحدت نظام كیفری نتوانسته است، آن طور كه انتظار می رفته است، منحنی جرائم را مهار كند یا آنها را از میان ببرد.
تولد رشته های انسان شناسی جنایی و سپس جرم شناسی در ربع آخر سده نوزدهم تا حد زیادی به دنبال شكست نظام كیفری در مهار موج بزهكاری بوده است. موضوع جرم شناسی یعنی علم جرم، بررسی ماهیت و فرایند تكوین جرم یا به عبارت دیگر علت شناسی جرم است. اگر چه جرم شناسی موضوع مطالعه عمده خود یعنی جرم را از حقوق كیفری می گیرد، لیكن برای انجام تحقیقات و مطالعات خود به عنوان رشته ای مستقل از مفاهیم و روشهای خاص خود استفاده می كند. مثلاً به جای جرم كه مفهومی است حقوقی از اصطلاح و مفهوم تبهكاری یا بزهكاری استفاده می كند كه معنا و آثار خاص خود را در این علم دارد؛ یا جرم شناسی برای مطالعات، تحقیقات و هدف هایی كه دنبال می كند دست به طبقه بندی بزهكاری می زند. بی تردید مفهوم بزهكاری خرد یا كوچك، مفهومی متغیر در مكان و زمان است. چه بسا جرمی كه در فرانسه كم اهمیت و پیش پا افتاده تلقی می شود، در ایران جرم متوسط یا یك جرم بزرگ تلقی شود. یا بالعكس بی تردید علل افزایش این جرائم نیز در كشورها متفاوت است. اما در هر حال سرقتهای ساده مثل كیف زنی، جیب زنی، كف زنی، سرقت وسایل نقلیه موتوری و غیر موتوری یا سرقت وسایل داخل یا بیرون خودرو، ویرانگری اموال عمومی (واندالیسم)، تهاجمات و تعرضات خشونت آمیز ساده در معابر عمومی علیه افراد، به ویژه اشخاص سالخورده یا زنان، خرده فروشی و عرضه مواد مخدر در سطح محله ها، استعمال مواد مخدر در مكان های عمومی مثل پارك ها، شعارنویسی و یا نقاشی های مستهجن بر در و دیوار معابر عمومی، دیوارنویسی و بالاخره ارتكاب اعمال و انجام رفتارهایی كه به «بی نزاكتی و بی ادبی های عمومی» تعبیر شده است، عموماً از مصادیق جرائم كوچك قلمداد می شود»(۲). ابرندآبادی درباره هدف آرمانی جرم شناسی، یعنی رشته تحصیلی خویش می گوید: «جرم شناسی از طبقه بندی بزهكاری هدف های خاص را دنبال می كند. یكی از این هدف ها، پیشگیری از بزهكاری و نیز پیشگیری از تكرار جرم است.
با گرد آوری تعدادی از جرائم ارتكابی زیر عنوان «بزهكاری خرد»، هدف علم جرم شناسی آن بوده است كه با توجه به خصوصیات این جرائم و با توجه به تیپ مباشران این قبیل جرائم، اقدامها و تدابیر پیشگیرانه مناسب با طبیعت آنها ارائه كند».
|