●تأثیر پیامهای عملیات روانی بر انتقالدهندههای عصبی
با كشف چند ناقل مهم شیمیایی مغز در نیمه دوم قرن بیستم، برخی محققان و دانشمندان پیشبینی كردند كه در آینده نزدیك حكومتها میتوانند با هزینه اندك و از طریق انتقالدهندههای شیمیایی مغز رفتار و خلق انسانها را كنترل كنند. برای مثال بایلینسكی (۱۹۸۲) در كتابی تحت عنوان مهار خلق( ) نوشت:
«دور از ذهن نخواهد بود كه روزی كشوری با اضافه كردن محرمانه و مخفیانه آنتیگونیست LRH (هورمون آزادكننده لوتینانیرنیگ كه موجب افزایش ترشح استروژن میشود) در آب آشامیدنی یا غذای مردم كشور آماج خود، خرابكاری جنسی راه بیندازد و میل جنسی و تولید نسل را در آنها تقلیل دهد تا آنجا كه آن را به صفر برساند».
گرچه شاید پیشبینی بایلینسكی هرگز اتفاق نیفتد، اما امروز، باور بسیاری از متخصصان علوم مغز و رفتار بر آن است كه بسیاری از كنشهای آدمیان را میتوان از طریق بیست ناقل از دویست ناقل اصلی شیمیایی مغز آنها تحت كنترل درآورد. از بین دویست ناقل شیمیایی مغز، رابطه سروتونین، نورآدرنالین و اندروفین و دوپامین با پیامهای عملیات روانی و نیز فنونی همچون محرومیت حسی، بیخوابی و بمباران اطلاعاتی بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته است.
سروتونین یك ناقل شیمیایی است كه اساساً نقش بازدارندهای در رفتار و توجه دارد. ترشح زیاد این ناقل مغزی موجب پدید آمدن ترس، وسواس، خشم فروخورده، غم و افكار خود سرزنشگرانه میشود (گراهام،( ) ۱۹۹۱). ثابت شده است كه نشر مستمر پیامهای تراژیك، ترویج ناامیدی، القای بدبینی و ترسیم و تصویر جهان به منزله صحنه مرگ و كشتار و خصومت، موجب افزایش ترشح این ناقل شیمیایی میشود.
سیلبر( ) (۲۰۰۳) ادعا كرده است خودكشی جمعی برخی گروههای افراطی بر اثر تبلیغات رهبران آنها ناشی از افزایش سطح سروتونین مغزی قربانیان است. او بر این باور است كه با افزایش تبلیغات یأسآور و ارائه پیامهای دلهرهآمیز علیه نیروها و مردم آماج، میتوان آنان را دچار نوعی فلج رفتاری كرد و مانع از بروز هر نوع واكنشی در آنان شد. او تأكید میكند كه «به نظر میرسد قدرتهای بزرگ در پی آناند تا برای غلبه بر جهانیان به روشهایی دست یابند كه سریعتر بتوانند میزان ترشح سروتونین مغزی آنان را به نقطه پیك (اوج) برسانند» (ص ۱۳۹).
اما، افزایش ترشح نورآدرنالین تأثیری متفاوت از ترشح سروتونین برجای میگذارد. افزایش ترشح این ماده موجب برانگیختگی شدید، تكانشگری (واكنشهای انفجاری)، خطرجویی و رفتارهای خشونتآمیز میشود (گراهام، ۱۹۹۱)، به همین سبب، زمانی كه عوامل عملیات روانی در پی آن هستند تا مردم یك كشور را علیه نظام سیاسیاشان برانگیزند به دنبال روشهایی میگردند كه سطح ترشح این ماده را در مغز آنان فزونی بخشد. سیلبر (۲۰۰۳) معتقد است كه بمباران مخاطبان با استفاده از پیامهای حاوی خشونت، كشتار، قتل و نیز با نشان دادن صحنههای خون، غارت و بهرهگیری از رنگهای قرمز و زرد میتواند سطح ترشح نورآدرنالین مخاطبان را افزایش دهد. او تأكید میكند كه با افزایش سطح ترشح نورآدرنالین، مهار مخاطبان دشوار میشود. از همین روی، به اعتقادی، بسیاری از كنشهای خشونتآمیز جمعی ناشی از تبلیغات گروهی را میتوان به سطح ترشح نورآدرنالین نسبت داد.
رابطه پیامهای هیجانی با ترشح مواد شیمیایی مغز نیز از نظر محققان دور نمانده است. آنان نشان دادهاند كه علت اصلی اثرگذاری سریع پیامهای دارای هیجان شدید آن است كه بر ناقلان شیمیایی مغز تأثیر انكارناپذیری بر جای میگذارند. مكگاف( ) (زیست روانشناس( ) مشهور دانشگاه كالیفرنیا) معتقد است: «موضوعاتی كه ما را هیجانی كنند بهتر و بیشتر به خاطر سپرده میشوند. چون هیجان موجب ترشح مجموعهای از مواد شیمیایی نظیر نورابی نفرین و وازوپرسین میشوند. این مواد مستقیماً بر مغز تأثیر میگذارند.
پیامهای تبلیغاتی بر اندورفینهای مغزی نیز تأثیر میگذارند. سیلبر (۲۰۰۳) معتقد است حكومتهایی كه در پی بیتفاوت ساختن مردم خویش در برابر تصمیمات و رفتارهای خود هستند، از آن دسته از شگردهای روانی - اجتماعی( ) استفاده میكنند كه موجب افزایش ترشح اندورفینهای مغزی در مردم میشوند. اندورفینها تركیبات شیمیایی طبیعی مغز هستند كه ساختمان مولكولی آنها شبیه مورفین است. این ناقلان شیمیایی به منزله مسكنهای پر اثری عمل میكنند كه سطح نشاط و خوشبینی را افزایش و میزان تردید و بدبینی را كاهش میدهند (گراهام، ۱۹۹۱).
به باور آرجل( ) (۲۰۰۲) انتشار پیامهای حاوی شادی و نشاط و نیز برگزاری كارناوالهای شادی موجب افزایش سطح آندورفین مغزی در مخاطبان میشود. شاید به همین خاطر است كه در تبلیغاتهای انتخاباتی، نامزدها و طرفداران آنان مبادرت به راهاندازی چنین كارناوالهایی میكنند. چه، آدمیان هنگامی كه در اتمسفر روانی مثبتی قرار دارند حتی با استفاده از پیامهای حاوی استدلال ضعیف نیز میتوان آنان را برای انجام یك كنش یا خرید یك كالا مجاب ساخت (الیاسی، ۱۳۸۲).
نیازی به ذكر دلیل نیست كه در اردوگاههای اسرا و زندانهای سیاسی بهتر از هر جای دیگری میتوان به دستكاری ناقلان شیمیایی مغز قربانیان پرداخت. در زندان با بهرهگیری از روشهایی نظیر محرومیت حسی، اعمال بیخوابیهای مكرر و طولانی، ایجاد استرس و مانند آن میتوان آنچنان ترشح ناقلان شیمیایی مغز را دچار اختلال ساخت كه قربانی از انجام هر رفتار ارادی باز بماند. سارجنت (ترجمه بهزاد و صالحی ۱۳۷۲) از مواردی یاد میكند كه در زندانهای دوران استالین در شوروی سابق و موسولینی (در ایتالیا) واكنشهای شیمیایی مغز زندانیان كاملاً معكوس شده بود. به باور گراهام (۱۹۹۲) در محرومیت حسی، آشفتگی شدیدی در ترشح دوپامین مغزی پدید میآید به گونهای كه فرد دچار اختلالات ادراكی نظیر توهم، هذیان و ... میشود.
هورمونهای ترشح شده از غدد درونریز از حملات عوامل عملیات روانی مصون نماندهاند. تحقیقات نشان داده است كه حتی محركهای زیرآستانهای قادرند بر هورمونها تأثیر بگذارند. منظور از محركهای زیرآستانهای محركهایی هستند كه در لابهلای محركهای دیگر گم میشوند و فرد بدون آنكه از آنها آگاه شود تحت تأثیر آنها قرار میگیرد. روانشناسان چنین حالتی را ادراك بدون آگاهی( ) نام نهادهاند. منظور از این اصطلاح آن است كه ارگانیزم در برابر محركهایی از خود واكنش نشان میدهد كه به صورت هشیارانه از آنها آگاه نشده است (پروس، ترجمه جعفری و كدیور، ۱۳۷۲).
لوین ( ) (۱۹۸۶) از آزمایشی یاد كرده است كه در آن آزمودنیها تحت تأثیر محركهای برانگیزاننده هورمونهای جنسی قرار گرفتهاند بدون آنكه آن محركها را ادراك كنند. در آن آزمایش چند تصویر برانگیزاننده جنسی در لابهلای تصاویر متعدد دیگری قرار داده شد و با استفاده از دستگاه تصویرافكن (تاكیستوسكوپ) به آزمودنیها نمایش داده شد. در پایان آزمایش مشخص شد كه سطح برانگیختگی جنسی آزمودنیها به صورت معناداری افزایش یافته بود در حالی كه آنان منكر دیدن هر نوع تصویر جنسی شدند البته، هورمونهای جنسی تنها هورمونهایی نیستند كه تحت تأثیر محركهای تبلیغاتی و عملیات روانی قرار میگیرند، بلكه هورمونهای دیگری نظیر آدرنوكورتیكوتروپین (Actlt) كه از غده هیپوفیز مغز ترشح میشود، نیز تحت تأثیر محركهای تبلیغاتی قرار میگیرند و به نوبه خود كم و زیاد شدن آنها بر رفتار مخاطبان تأثیر میگذارد.
●●نتیجهگیری از آنچه گذشت میتوان نتیجه گرفت كه:
۱- امروزه عوامل تبلیغات و عملیات روانی با آگاهی از ساختار مغز و ساز و كارهای عصبی - غددی، پیامهای خویش را به گونهای طراحی و عرضه میدارند كه مخاطبان ندانسته تحت تأثیر آن قرار گیرند.
۲- مهمترین ساختار مغزی مرتبط با عملیات روانی بادامه مغز است. یافتههای تحقیقی نشان داده است كه تصاویر، پیامها و حركات دارای بار هیجانی شدید بر بادامه مغز تأثیر جدی بر جای میگذارند و مانع از تأمل و تدبر مخاطبان برای واكنش در برابر آنگونه محركها میشوند.
۳- عوامل عملیات روانی بیش از هر چیز علاقهمندند كه مغز مخاطبان را تحت كنترل خویش درآورند. این بدان معنا است كه آنان سناریوی عملیات روانی خویش را به گونهای تدوین و اجرا میكنند كه موجب مهار كرتكس مخاطبان میشود.
۴- بسیاری از پیامهای (اعم از تصاویر، گفتهها، نوشتهها و ...) عملیات روانی میتوانند بر ناقلان شیمیایی (نوروترانسمیترهای) مغزی تأثیر بگذارند. این انتقالدهندههای شیمیایی نیز تأثیر انكارناپذیری در كنترل و هدایت رفتار دارند.
۵- امروزه عوامل عملیات روانی آنچنان خبره شدهاند كه میتوانند محركهایی را در سطح ناهشیار مخاطبان عرضه دارند در نتیجه مخاطبان بدون آگاهی از حضور محركها تحت تأثیر آنها قرار میگیرند. اینگونه محركها اغلب تأثیر خود را از طریق هورمونهای غدد مترشحه داخلی بر فرد بر جای میگذارند.
۶- به نظر میرسد عوامل عملیات روانی امیدوارند كه با پیشرفت روزافزون علوم اعصاب، رفتار و زیستشناسی غدد درونریز، به ساز و كارهایی دست یابند كه با سهولت بیشتری بتوانند روحیه، انگیزش و رفتار مخاطبان را تحت انقیاد خویش درآورند، اما، آیا آنان به چنین ساز و كارهایی دست خواهند یافت؟ پاسخ این سؤال را باید در نوشتاری دیگر پی گرفت.
یادداشت
۱) الیاسی، محمدحسین (۱۳۸۳)؛ متقاعدسازی در تئوری و عمل؛ نشریه شماره ۵ عملیات روانی.
۲) سارجنت، ویلیام (۱۳۷۲)؛ شستوشوی مغزی؛ (ترجمه فرخ بهزاد و ایراندخت صالحی) تهران: انتشارات صدوق.
۳) پروین، لارنس (۱۳۷۲)؛ روانشناسی شخصیت؛ (ترجمه محمدجعفر جوادی و پروین كدیور) تهران: مؤسسه فرهنگی رسا.
۴) جنسن، ادیك (۱۳۸۳)؛ مغز و آموزش؛ (ترجمه لیلی محمدحسینی و سپیده رضوی) تهران: وزارت آموزش و پرورش.
۵) گلمن، دانیل (۱۳۸۰)؛ هوش هیجانی؛ (ترجمه نسرین پارسا) تهران: انتشارات رشد.
۶) مجد، محمد (۱۳۸۳)؛ تارانتیسم از نگاه روانپزشكی؛ همایش سالانه روانپزشكی.
۷) Graham, R.B (۱۹۹۱) Physiological Psychology. California: wadsworth Publishing Company.
۸) Levine, s. (۱۹۸۶). Sex and Brain. Journal of Scientific American, ۲۰۰, ۶۷-۷۵.
۹) Frankin, R.E (۲۰۰۲) Human Mutivation. Canada. Thomson Learning Blackman, L. and Walkerdine, v, (۲۰۰۱) Mass Hgsteria Paigrave.
۱۰) Nauta, W.J. (۲۰۰۳) Second messenger in the Brain Journal of Neuro psychology, ۱۸, ۱/۸-۱۴۸.
۱۱) Argyle, M. (۲۰۰۲). The Psychology of Happiness. Boston: Taylor and Francis Group.
۱۲) Silber, L. (۲۰۰۳). Braina, emotion and Neurotransmiters. Journal of Physiology, ۱۳۰, ۸۱-۹۳.
۱۳) King, M. (۲۰۰۲). election in USA: Process and Mechanisms. www. Psy/ War.
منبع:فصلنامه عملیات روانی ، شماره ۷
نویسنده:محمدحسین الیاسی