پنج شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷ : ۲۳
Thursday, Mar 18, 2010 صفحه اصلی آفتاب من خبرنامه‌های آفتاب عضویت ویژه نظرات
 کاربر مهمان
ورود به آفتاب عضويت در آفتاب
ثبت صفحه دعوت از دوستان
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته
ا نجمن علمی و فرهنگی
مقالات فرهنگی و هنری سینما تو برون چه کرده بودی که درون خانه آیی؟!
۱۲ بهمن ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۶۳       Monday, Feb 1, 2010
تو برون چه کرده بودی که درون خانه آیی؟!
نگاهی به فیلم «استشهادی برای خدا» ساخته علیرضا امینی

● یک: آئینه‌ای مقابل ما

زمانی بود که ما فیلم‌های اینچنینی نداشتیم و آرزوی داشتنش را داشتیم. منظورم سال‌های شصت است که دوبلورها و مدیران دوبلاژ با حضور بموقع در برخی فیلم‌های روسی و فرانسوی، چیزی را که در ایران نداشتیم با فرهنگ آئینی ما آشتی می‌دادند! واقعیت این بود که نه «تارکوفسکی» نماینده تام‌الاختیار تدین جهانی بود و نه پاراجانف اهل آمیختن فرهنگ کلیسای ارتدوکس با نشانه‌شناسی شرقی – اسلامی؛ اینها توهمات ما بود که فکر می‌کردیم سینمای آئینی یعنی این! سینمای آئینی این نبود؛ تارکوفسکی و پاراجانف به دلیل حضور در بزنگاه «مدرنیته» اساساً اهل این نوع سینما نبودند سینمای آئینی محصول

«پست مدرن‌اندیشی» است و ارتباطی هم با چارچوب روایی قصه مورد نظر ندارد. مثلاً «شاه شاهان» نیکلاس ری که درباره زندگی حضرت مسیح(ع) است یا «پیام» مصطفی عقاد که درباره زندگی پیامبر اسلام(ص)، متعلق به سینمای آئینی نیستند. چرا؟ چون در هر دو فیلم بر وجوه تاریخ‌ساز دو شخصیت آئینی تأکید می‌شود و اینکه چقدر در تحولات اجتماعی زمانه خود مؤثر بوده‌اند و این وجوه هم براساس «فردمحوری» دوران مدرن تحلیل می‌شود.

«حمزه» عموی پیامبر اسلام(ص) در فیلم «پیام» یک قهرمان مدرن است که عمیقاً درگیر عقلانیت فیزیکی است و متافیزیک، جایی پررنگ در پرداخت شخصیتی‌اش ندارد. ببینید! این حرف‌ها به این معنی نیست که فیلم عقاد از لحاظ انطباق با تاریخ اسلام دچار ضعف‌های شماتت‌بار است [که نیست] بحث بر سر نگرش فیلمساز به چنین روایتی است.

بله! زمانی بود که ما فیلم‌های اینچنینی نداشتیم و آرزوی داشتنش را داشتیم نه اینکه فیلم‌هایی نداشتیم درباره پیامبران یا معجزه یا دفاع مقدس یا... اما خودمان هم می‌دانستیم که چیزی دیگر می‌خواهیم شاید به همین دلیل بود که ناگهان با ورود فیلمی «شبه آئینی» [که در واقع فیلمی سرگرم‌کننده با نگاهی به حوزه متافیزیک بود] به ایران، مردم استقبال‌شان از آن شگفت بود:‌«روح» ساخته جرزی زوکر.

مخاطبان ایرانی واقعاً به دنبال سینمای استعاری و مدرن نبودند آنها به دنبال «رمز و راز» بودند و متافیزیکی که با آن احساس یگانگی و راحتی کنند و البته از سرمای مدرنیته به دور باشد و گرمایی انسانی را با خود داشته باشد بنابراین فیلمسازهای ما – فیلمسازهای نسل نوی ما – تکانی به خودشان دادند و وارد عرصه آزمون و خطا شدند تا... رسیدیم به فیلم «استشهادی برای خدا» در جشنواره فیلم فجر۸۶. اعتراف می‌کنم در همان ۱۰ دقیقه نخست فیلم، با آن احساس یگانگی کردم و گرمای فیلم، به رغم آن برف فزاینده که از آغاز آن تا پایانش، به نشانه‌ای متافیزیکی بدل می‌شد، درگیرم کرد. این فیلم «امینی» نه تنها در سینمای ۸۶ یک «اتفاق» بود که در «سینمای آئینی» ۱۸ سال اخیر ما هم یک «اتفاق» است.

این را به این دلیل نمی‌گویم که «محسن طنابنده» که هم یکی از دو فیلمنامه‌نویس کار است و هم به خاطر بازی در نقش دوم سیمرغ بلورین گرفته، واقعاً در نقش یک روحانی شیعه، متفاوت و محشر است؛ به این دلیل هم نمی‌گویم که جمشید هاشم‌پور این فیلم، بهتر و بالاتر از «پرده آخر» کریم مسیحی و «هیوا»ی زنده یاد ملاقلی‌پور ظاهر می‌شود یعنی در یک کلام «فوق‌العاده»! این فیلم بی‌آنکه بخواهد استعاره باشد، آئینه‌ای است روبه‌روی ما، تا زندگی گذشته‌مان را در آن ببینیم.

● دو: سپیدی‌های متن

چرا این قدر «بازگشت» برای ما ایرانی‌ها مهم است؟ هیچ فکرش را کرده‌اید؟ چرا میان شخصیت‌های دشت کربلا، «حر» ارج و قرب متفاوتی دارد برای مخاطب تعزیه؟ چرا میان این همه نهضت ضدیزید پس از شهادت امام حسین(ع)، مردم ما به «توابین» ارادت عجیبی دارند؟ «استشهادی برای خدا» یک جورهایی جواب به این سؤال‌ است شاید هم فقط وضوح بخشیدن به این سؤال را پیشه کرده و رمز و راز جواب را در نشانه‌های متعدد متنی و فرامتنی پنهان کرده باشد. یک «راهبان قدیمی» به ده خود بازمی‌گردد تا آخرین روزهای زندگی‌اش را صرف جمع کردن استشهادی از مردمی کند که بر زندگی‌شان تأثیر مخربی داشته.

در این ده رسم است هر که می‌میرد در کفنی پیچیده می‌شود که پر از امضای اهالی است که بر صحت دین و دنیایش گواهی می‌دهند و مردم معتقدند اگر این امضاها نباشد، مرده رنگ آرامش را در آن دنیا نخواهد دید. برای «راهبان»، آخرین امضا، مهمترین امضاست چون باید امضای همسرش را بگیرد که با یک شک احمقانه، زندگی‌اش را به تباهی کشانده و فیلم، حول این سفر «بازگشت» شکل می‌گیرد و در سکانس ماقبل آخر، بدل به بیان تصویری غزل مشهور «عراقی» می‌شود، مخصوصاً وقتی به آن مصراع می‌رسد که «تو برون چه کرده بودی که درون خانه آیی؟!» که عطف فیلم و فیلمنامه به «فرامتن» است برای آنان که می‌خواهند «وسیع‌تر» به «جهان متن» نگاه کنند، وگرنه برای مخاطب عام یا حتی مخاطب خاص غیرایرانی، سطح نخستین معنایی این سکانس که برآمده از «متن» است کفایت می‌کند: تلاش «راهبان» برای رسیدن به خانه زنش که پس از آن آتشی که او هیمه‌اش را فروزان کرد به خلوت گریخت و در منطقه‌ای صعب‌العبور سکنی کرد.

در این مسیر، کلیه یاران مرد از او جدا می‌افتند حتی روحانی ده، تا او مسیر را به تنهایی طی کند و این

جدا افتادگی نه براساس «معنا»ی مورد نظر فیلمنامه‌نویسان که در شکل‌گیری منطقی روایت اتفاق می‌افتد تا مخاطب بتواند به آن «معنا» هم دست پیدا کند. «تنهاافتادگی» راهبان، «جداافتادگی» مدرن نیست. قرار نیست ما با «نوآری متفاوت» رودررو باشیم. اینجاست که می‌گویم «استشهادی برای خدا» یک «اتفاق» است در «سینمای آئینی» ما؛ این «تنها افتادگی» نه استعاره‌ای از «تنهایی قهرمان‌یکه» است که این همه در آثار مدرن سینمای جهان شاهد آنیم و نه تبلور نگاهی اجتماعی – سیاسی؛ قرار نیست این «راهبان» مثل گریگوری پک در «بنگر این اسب کهر را» علیه فرد، گروه یا نگرشی بجنگد او وسترنر همیشه تنها و محق آثار کلاسیک هم نیست، او حتی «قهرمان» هم نیست؛‌خونسردی‌اش از سر ناچاری است اگر نباشد چه کند؟! فیلم، کلاف روایت زندگی‌اش را کم کم باز می‌کند و کلاف را به نقطه‌ای می‌رساند که ما هم حق را به مردمی می‌دهیم که در آغاز فیلم، آنها را در قبال برخوردشان با «راهبان»، در ذهن‌مان مورد انتقاد قرار می‌دادیم و آن وقت، یک جورهایی خودمان هم جای «راهبان» می‌نشینیم چون در قضاوت، دچار پیشداوری شده‌ایم و حالا باید تاوانش را پس بدهیم! «برف و کفن» هر دو سفیدند و در فرهنگ ایرانی دارای قرابت‌اند. «برف» نشانه پیری است و «کفن» نشانه مرگ. «فضا» در فیلم، نه تنها آمیخته با برف است که در برف هم «تعریف» می‌شودو راهبان، هم پیر است و هم نزدیک به مرگ. از سوی دیگر، «برف» نشانه پاکی هم هست و «کهولت و پاکی» در فرهنگ ایرانی، دارای مفاهیم مشترکی هستند و... فیلم تمام می‌شود. از سالن نمایش بیرون می‌آییم و دیگر... آن آدم قبلی نیستیم! کار سینمای آئینی، همین است همین را می‌خواستیم از همان دهه شصت.

روزنامه ایران ( www.iran-newspaper.com )
استشهادی‌برای‌خدا
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
     
کاربر گرامی، برای ارسال این صفحه به دوستان ، باید ابتدا وارد سایت شوید. ورود به سیستم عضو سایت نیستید؟
 
  نظر شما درباره این مقاله :
ارسال
نظرات کاربران :
تا کنون هیچ ‌مطلبی درباره‌ این مقاله ارسال نشده است.
 
   بحث‌و‌گفتگو
شادمهر عقیلی
شادمهر عقیلی 7 بهمن ماه سال 1351 در تهران متولد شد . از خوانندگانی ست که پس …
انگلیس
انگلستان با وسعت ۲۴۴،۷۸۶ کیلومتر مربع در نیمکره شمالی و در غرب قاره …
کمند امیرسلیمانی
متولد: 1351
مدرک تحصیلی: لیسانس رشته بازیگری تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی.
شروع …
کلاهی برای باران
کارگردان: مسعود نوابی
بازیگران: رضا عطاران، جواد رضویان، حدیث فولادوند، …
داستانهای کوتاه
وقتی سکوت نشانه قدرت است:
در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و …
رامبد جوان
متولد: 1350 - تهران
مدرک تحصیلی: دیپلم.
شروع بازی در تئاتر: از سال 137۰
شروع …
استقلال
استقلال تهران یکی از پرطرفدارترین باشگاه‌های ورزشی ایران محسوب …
اکبر هاشمی‌رفسنجانی
اکبر هاشمی بَهرمانی (هاشمی رفسنجانی) متولد ۳ شهریور ۱۳۱۳ (۲۵ اوت ۱۹۳۴ …
نیکی کریمی
متولد : 1350
مدرک تحصیلی: دیپلمه
- فعالیت هنری را با بازی در تئاترهای مدرسه‌ای …
 
   ادبیات
بزرگان نثر پارسی
شاعران بزرگ پارسی‌گوی از …
شاعران پارسی‌گوی در دو قرن …
گاهشماری چند در اطلاع رسانی …
رسانه‌های گروهی
پارسی‌نویسان قرن هفتم و هشتم
کشاورزی زراعی
علوم تجربی
 
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 همچنین مشاهده کنید
لذت چشیدن یاس
لذت چشیدن یاس
اگرچه فیلم «تنها دوبار زندگی می‌کنیم» با تاخیر دوساله بر پرده اکران نشسته است، اما حال …
درامی که قربانی نگاهی اخلاق­گرایانه شد!
درامی که قربانی نگاهی اخلاق­گرایانه شد!
یادداشتی بر فیلم «پاتو زمین نذار» اثر سینمایی ایرج قادری
باید امشب بروم
باید امشب بروم
نگاهی به فیلم «هر شب تنهایی» رسول صدرعاملی
گاهی خنده، گاهی ترس
گاهی خنده، گاهی ترس
نگاهی به فیلم «تردست» ساخته محمدعلی سجادی
نگاهی به فیلم «تاکسی نارنجی» ساخته ابراهیم وحیدزاده
نگاهی به فیلم «تاکسی نارنجی» ساخته ابراهیم وحیدزاده
جزیره‌گردی بی‌حس و حال
 تازه‌ها
یادی از آنها که رفتند ...
یادی از آنها که رفتند ...
آیا اسکار یک رویداد حرفه ای مستقل است ؟
آیا اسکار یک رویداد حرفه ای مستقل است ؟
غبار زمان و ارغوان رنگ و رو رفته
غبار زمان و ارغوان رنگ و رو رفته
۷ دلیل برای جوایز «محفظه‌درد»
۷ دلیل برای جوایز «محفظه‌درد»
«کتاب قانون»، آیینه جامعه
«کتاب قانون»، آیینه جامعه
داستان یک تاکسی در جزیره کیش
داستان یک تاکسی در جزیره کیش
سالی که برای هنرمندان، باوفا نبود
سالی که برای هنرمندان، باوفا نبود
سینما گران معروفی که اسفند ماه به دنیا آمده اند
سینما گران معروفی که اسفند ماه به دنیا آمده اند
تماشای نمایش روحوضی در جزیره‌
تماشای نمایش روحوضی در جزیره‌
در من، غوغایی به‌پاست
در من، غوغایی به‌پاست
معرفی آرشیو موسیقی
متبسم،حمید
 آلبوم ضرب تار
ترجمه

بیش از ۵۰۰ مترجم متخصص در ۲۶ رشته و ۱۷ زبان

تخفیف ویژه سفارشات آنلاین

۶۶۹۰۰۱۹۴-۵

آگهی‌ها
◊ فروشگاه ایران می شاپ
» فروشگاه ایران می شاپ www.iran-meshop.net تنها فروشگاه عرضه محصولات اورجینال تبلیغات تله شاپینگ …
◊ قویترین محصولات جهان ((فوق العاده))
» www.modava.ir • بزرگترین و برترین سایت جنسی و زناشویی ایران • ارائه تمامی محصولات برتر حال …
◊ مبلمان اداری محیط آرا
» شرکت " مبلمان اداری محیط آرا " ، بزرگترین و صنعتی ترین کارخانه تولید مبلمان اداری …
◊ پیامک آموت (مورد تایید مایکروسافت)
» نرم افزار پیامک آموت تنها نرم افزار مورد تایید شرکت مایکروسافت در ایران می باشد. *ارسال …
◊ فروش محصولات بهداشتی پوست و مو سینره
» عرضه محصولات بهداشتی پوست و مو سینره به تمام نقاط ایران و جهان. به صورت خرده و عمده. خواهشمند …
◊  اگر می‌خواهی در برابر قاضی نایستی، قانونمند زندگی کن. ولتر  ◊
معرفی شرکت
   آریا پرواد    شرکت حمل ونقل متوکلین
   ارجنت الکترونیک    پرتواندیش
   لیفتراک هواکار ( نماینده انحصاری لیفت ...   پارس لودرز
معرفی سایت
   فروشگاه اینترنتی فیلم و سریال خارجی    کلینیک کاهش وزن سیـبـیـتـا
   شرکت کارگزاری مشاوران سهام    سی دی باران دات کام
   شرکت راه و ابنیه سپهر    شرکت تلاش و توسعه آسیا
کار و کاريابى آگهى‌ها آدرسها بانکهای اطلاعاتی لينک‌ها بازار گل و هديه آرشیو موسیقی فتوبلاگ بحث و گفتگو انجمن علمی و فرهنگی
صفحه اصلىراهنمانقشه سايتدرباره ماتماس با مانظراتمآخذآفتاب من
Vista Research & Information Technology Center
.All Rights Reserved  2009 © 
support@aftab.ir
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته